أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 101

كنوز المعزمين ( فارسى )

ما بين طالبان و معتقدان كه اغلب از طبقهء جهال عوام‌اند دست بدست مىگشته ، در اثر تغيير و تبديل و تحريف و تصحيف به صورتى در آمده است كه آن را جز لغت جنّ و پرى و خواب ديده و پرى زده نمىتوان نام داد . با اين حال اگر علماى زبان‌شناس در خلال افسونها و رقيه‌ها و عزيمه‌هاى قديم جستجو كنند بدريافتهاى سودمند خواهند رسيد . و در اين ميان لغات و تركيبات زبان پهلوى مخصوصا قسمت هزوارش يا زوارش را كه بقول ابن مقفع عربى نوشته و فارسى خوانده ميشده است « 1 » فراوان فرا چنگ مىآورند و اللّه الموفّق . حرز - نشره - حجاب در اين فصل چند اصطلاح معروف ديگر را باختصار شرح و مقدّمه را خاتمه مىدهم : 1 - حرز : بكسر حاء بىنقطه و تقديم راء مهمله بر زاء معجمه كه بر احراز به وزن اشخاص جمع بسته مىشود در لغت بمعنى مايهء حفظ و جاى استوار است و گويند ( حرز حريز ) يعنى جاى امن و نيك استوار . - و در اصطلاح نوعى از تعويذ بمعنى عامّ است مخصوصا الواح و ادعيه كه براى حفظ از بليّات و شرّ اعداء و حوادث و آفات ناهنجار نوشته با خود دارند مانند حرز جواد يعنى دعاى حرز منسوب به حضرت امام محمّد تقى جواد عليه السّلام كه نسخهء معمول متداولش در كتاب مهج الدّعوات سيّد ابن طاوس ثبت شده است . 2 - نشره : بضمّ نون و سكون شين مأخوذ از نشر بمعنى پراكندن

--> ( 1 ) رجوع شود بكتاب فهرست ابن نديم .