أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 102

كنوز المعزمين ( فارسى )

و گستردن و پهن كردن در مقابل لفّ بمعنى پيچيدن و تا كردن ، و نشور بمعنى برخاستن و زنده شدن كه يوم النشور يعنى روز رستاخيز از آن آمده ، در اصطلاح طلسم و لوح و دعايى است كه با آن بيماران مصروع پرى زده و امثال او را معالجه كنند به اين طريق كه نوشتهء آن را مريض با خود دارد يا در آب بشويد و آن آب را بياشامد ، از قبيل دعاى تب بند و نوبه‌بر و همانند آن كه قسمى از رقيه محسوب مىشود امّا بعض لغت‌نويسان آن را مرادف كلّى رقيه و تعويذ ضبط كرده‌اند . در صراح اللغه مىنويسد « تنشير فسون كردن و نبشتن و نشره بالضمّ تعويذ » . صاحب لسان العرب آن را خوب تعريف كرده است . « النّشرة بالضمّ ضرب من الرّقية و العلاج يعالج به من كان يظنّ انّ به مسّا من الجنّ سمّيت نشرة لانّه ينشّر بها عنه ما خامره من الدّاء أي يكشف و يزال » . 3 - حجاب : بكسر حاء بىنقطه و جمعش حجب به وزن كتب در لغت بمعنى پرده است مأخوذ از حجب يعنى باز داشتن و حاجب باز دارنده و پرده‌دار - و در اصطلاح مخصوص ادعيه‌ايست كه شخص را از شرّ دشمنان مصون و از چشم بدانديشان پنهان مىدارد تا او را نبينند و از وى ياد نكنند و انديشهء اذيّت و آزارش بخاطر نگذرانند ، و در حقيقت قسمى از تعويذ است و گاهى مرادف تعويذ گفته مىشود چنان كه مجازا بجاى نشره و حرز و رقيه ، و آن كلمات هم بجاى يكديگر استعمال مىشوند . در غالب اين ادعيه لفظ حجاب و محتجب و مشتقّات آن آمده است از قبيل