أبو علي سينا
مقدمهء مصحح 100
كنوز المعزمين ( فارسى )
بنا بر اين بايد گفت كه مدّ الف ( آب ) در كثرت استعمال حذف و باء ابجد بفاء تبديل شده امّا انسب و اقرب بصواب اين است كه بگوييم اصلش اوسون بوده بلهجهء پهلوى ( او ) در لغت آب مثل ( خو ) در خواب كه هم اكنون در بعضى ولايات و روستاهاى ايران معمول و متداول مىباشد و تبديل واو بفاء از قواعد معمول لهجهها و لغات فارسى است مانند [ او كندن افكندن ] و [ ياوه يافه ] و [ اوشان افشان ] و نظاير آن و اللّه العالم : 2 - هم صاحب مفتاح الكفايه راجع به زبان افسونها و كلماتى كه در آن به كار رفته است مىگويد كه پارهيى از كلماتش زبان پارسى پهلوى است و برخى قبطى - بعض الفاظ ياوهء بىمعنى نيز دارد كه از جنس هذيان و بيهوده گويى است و گويند كه اين كلمات در خواب رسيده يا از طايفهء جنّ شنيده شده است ! بديهى است كه هذيان و يافهگويى از مردم عاقل هوشيار سرنمىزند ، مگر اينكه سازندگان رقيه و افسون را از در مكابره و جدل باطل ، مست لا يعقل بخوانيم ! امّا كلماتى كه از نوع هذيان توهّم شده اكثرش از زبانها يا لهجههاى قديم فارسى مخصوصا پهلوى يا از لغات نامأنوس ديگر از قبيل عبرى و سريانى است ، يك قسمت هم رموز اختصارى است كه از تركيب حروف جملهها تشكيل يافته نظير رقيهء عقد المحبّه كه از حروف چند اسم ساخته مىشود و شرح آن را در فصل تكسير و بسط حروف گفتيم ، يا اسامى ملائكه و موكّلان كه آن را با قواعد مخصوص اهل فنّ استخراج كرده باشند و بيشتر اين كلمات در هيچ لغت و زبانى معنى و مفهوم محصّل ندارد . و بعلاوه چون اين كلمات عموما بر عامّهء ناس مجهول و نامأنوس بوده و