أبو علي سينا
مقدمهء مصحح 99
كنوز المعزمين ( فارسى )
شفاى مريض مىدانستند « 1 » . صاحب مفتاح السّعاده فقط مناسب جزو اوّل ( آب ) را با افسون گفته و متعرّض معنى جزو دوم يعنى كلمهء ( سون ) نشده و تناسب آن را با رقيه بيان نكرده است . امّا بر فرض پذيرفتن اين اشتقاق ممكن است بگوييم كه سون مرادف سوى بمعنى سمت و جهت و طرف است كه در فرهنگها ضبط شده و شواهدش بسيار است . - از جمله دو بيت ذيل را در فرهنگها از سنائى شاهد آوردهاند : گفت آن خواجه گر چه زان سون شد * نه ز بند زمانه بيرون شد رفت روزى بسون گرمابه * ماند تنها درون گرمابه و بيت ذيل از مثنوى ولد نامهء بهاء الدّين ولد فرزند مولانا جلال الدّين است : سفر مرد حق بود بىچون * برتر از شش جهت سوى بىسون پس تركيب آبسون مرادف ( سوى آب ) و به طرف آب معنى ميدهد به همان مناسبت كه افسون را بسوى آب مىدميده و آن را بر مريض مصاب پاشيده يا بوى مىخورانيدهاند .
--> ( 1 ) - عين عبارت مفتاح السعاده اين است : و الرّقية بالفارسية افسون اى آب سون لانّهم يقرءونه فى الاكثر على الماء فيشربه المصاب او يصبّ عليه و انّما سميّت رقية لانّها كلمات رقيت من صدر الرّاقى بعضها فهلويّة و بعضها قبطية و بعضها كالهذيانات زعموا انّها كشفت من الجن او سمعت فى المنام و اليه يشير قوله تعالى و من شرّ النّفاثات فى العقد و الشّرع اذن للرّقية حيث قال النبّى صلّى اللّه عليه و سلّم لمّا رأى ابنة فى وجهها صفرة استرقوا فانّ بها النظرة ج 1 ص 303 » قسمت اخير عبارت هم چون متضمّن فايدتى بود نقل شد .