سيد على تهرانى

40

ز مهر افروخته ( فارسى )

دست خدا قرار بگيرد ، بنابراين دست صدقه‌دهنده دست خداوند را زيارت كرده است و من ، اين " دست زائر " را براى تبرّك بوسيدم . » « 1 » و چه جالب است كه اشاره و تكميل كنيم كه سنّت بوسيدن دست صدقه‌دهنده نيز از امامان معصوم عليهم السّلام به يادگار مانده است ! حضرت امام صادق عليه السّلام مىفرمايند : « پدرم ( امام باقر عليه السّلام ) هرگاه چيزى صدقه مىداد ، آن را در كف سايل مىنهاد و پس از آن ، آن صدقه را از وى پس مىگرفت و مىبوسيد و مىبوييدش و باز آن را به سايل بازمىگرداند . » « 2 » و مولانا حضرت امام خمينى - رضوان اللّه عليه - چه زيبا پس از نقل اين روايت ، توضيح مىدهند : « و خدا مىداند [ با اين كار ] براى آن ذات مقدس و عاشق محبوب ، چه راحت نفس و سكون خاطرى پيدا مىشد ! و چه‌طور آن اشتعالات قلبيّه و احتراقات شوقيّه باطنيّه [ را ] اين عشق‌بازى خاموش مىكرد ! » « 3 » 27 . استاد امجد : مرحوم علّامه براى فهميدن اسفار ، سورهء « يس » خوانده ، و به مرحوم صدرا هديه مىكرد . 28 . استاد سيد محمّد على علوى : روزى با مرحوم آية اللّه موسوى گلپايگانى به ديدن علّامه طباطبائى در منزلشان رفتيم . در ميان صحبت‌هاى آن روز ، اين سخن پيش‌آمد كه چه انگيزه‌اى باعث شد كه آية اللّه طباطبائى ، با اينكه اشتغال و تخصصشان فلسفه بود ، به قرآن روآوردند و تفسير الميزان را نوشتند ؟ مرحوم علّامه فرمود : « بله ؛ من مدتى دنبال فلسفه بودم تا اينكه شبى مادرم را در خواب ديدم كه به من گفت : « محمّد حسين ! تو كه اين اندازه در پى فلسفه هستى ، فرداى قيامت چه خواهى كرد ؟ ! دستت خالى است . » مرحوم علّامه طباطبائى كه به مادر خود علاقه‌ى بسيارى داشت و مىفرمود : « مادرم حقّ بزرگى بر گردن من دارد . » ادامه داد : « در

--> ( 1 ) . ناگفته‌هاى عارفان ، صص 206 و 207 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 96 ، ص 125 . ( 3 ) . چهل حديث ، صص 489 و 490 .