سيد على تهرانى
17
ز مهر افروخته ( فارسى )
2 مسيح علّامه * مرحوم آية اللّه طباطبائى از ابتداى ورود به نجف اشرف با استاد سير و سلوك و عرفان خود ، آية اللّه سيّد على قاضى - رضوان اللّه عليه - رفتوآمد داشت ، امّا بيشتر سرگرم درس و مطالعهء دانشهاى گوناگون - بهويژه فلسفه - بود تا اينكه روزى كنار در مدرسهاى ايستاده بود كه مرحوم آية اللّه قاضى هنگام عبور از آنجا ، جملهاى به وى فرمود كه سخت در علّامه اثر كرد و از آن پس تا پايان عمر مرحوم قاضى ، از ايشان فيض خاص برد . پنج سال آخر اقامت در نجف ، پيوسته با ايشان بود و زمانى هم كه از سر ضرورت به زادگاهش ، تبريز ، بازگشت ، با ايشان مكاتبه داشت و به دستورهايش عمل مىكرد ؛ تا آنجا كه مىفرمود : « ما هرچه داريم ، از مرحوم قاضى داريم . » « 1 » ( * ) اين فصل نيز ، چون تكملهاى بر كتاب صفحات من تاريخ أعلام النجف ، اسوهء عارفان ، درياى عرفان و صلح كل ( ! ) - كه شرح حال مرحوم قاضىاند - مىباشد . البته نكات ديگرى هم دربارهء مرحوم قاضى در چند كتاب و مجلّه ديگر است كه بسيار بجاست اهل معرفتى ، پس از تشخيص سره از ناسرهء آن مطالب ، همه را در يك مجموعه ، گرد آورد .
--> ( 1 ) . مهر تابان ، صص 25 و 26 .