سيد على تهرانى

3

ز مهر افروخته ( فارسى )

يك غزل و يك مفرد نيز هنوز با عنوان سروده‌هاى منسوب به علّامه طباطبائى ، از سوى شاگردانش نقل مىشود . ناگفته نماند كه عمدهء اين اشعار ، پيشتر در كتاب‌ها و مجلّات گوناگون به‌صورت پراكنده چاپ شده است ، امّا گمان دارم كه روايت و تصحيح اين كمينه ، صحيح‌ترين روايت‌ها باشد ( گو اين‌كه علّامه ، خود ، برخى ابيات يا كلمات اشعار را پس از سرودن تغيير مىدادند ) . سخن ديگر را در پرده بايد گفت كه هنوز اين بخش اصلاح و تكميل نشده بود كه شخصى بىاذن و آگاهى بنده ، آن را به شيوه‌اى به‌چنگ آورد و با اشكالات فراوان به چاپ سپرد و دنيايش بكام شد و . . . ( بگذريم ) . بخش اوّل اين صحيفه نيز جملات و نكات نغز و پرمغزى از حضرت علّامه است كه يا باب بسته‌اى از علم مىگشايد يا دل خسته‌اى از اولاد آدم . گفتنى است كه مفصل‌ترين زندگىنامه و شرح حالى كه تاكنون براى آية اللّه سيّد محمّد حسين طباطبائى - رحمة اللّه عليه - نگاشته شده ، كتابى با نام جرعه‌هاى جانبخش به خامهء آقا غلامرضا گلى زواره است . حقير نيز جملات و نكاتى از آن علّامه فقيد سعيد ، از چند تن از شاگردان و مريدانش ، شنيده و خوانده بودم كه در كتاب ياد شده نبود . آن مطالب را هم با توضيح و تذييل كوتاه و فشرده‌اى ، بخش نخست اين كتاب قرار دادم و ضرورى است كه خوانندگان گرامى بدانند آنچه در اين قسمت ، بدون سندى مكتوب نقل شده ، به‌طور عمده ، يا پس از نگارش به تأييد ناقلان آن‌ها رسيده يا نوار صوت و عين دستخطشان نزد مؤلّف است . سه كلام بىكلام از حضرت امام - رضوان اللّه عليه - و سه پيام از رهبر فرزانه انقلاب در ابتداى مجموعه ، و توضيح كوتاهى بر اشعار ، همراه با چهار پيوست ، در آخر اين مجموعه به مهمانى آمدند و همهء اينها براى آن‌كه مگر صاحبدلى روزى به رحمت * كند در حقّ درويشان دعايى