سيد على تهرانى

4

ز مهر افروخته ( فارسى )

از قطعهء بلند و زيباى شهريار شعر فارسى كه در ستايش حضرت طباطبائى سروده ، و يادآور « إنّ من الشّعر لحكما » « 1 » است ، نيز نمىتوان گذشت . ابياتى از آن را مىخوانيم : علّامه ما طباطبائى * تنها نه شكوه شهر تبريز اين شعشعه كوكبى است درّى * بر طاق سپهر حكمت‌آويز يك عمر فروغ شمعش آويخت * در كوكب صبح چون شباويز او با چه مباحثى ! برون‌مرز * اسلام كشانده پشت هرميز تفسير كز او خطى درشت است * تفسير دگر مفسّران ريز از حوزهء او مطهّرىها * برخاسته از لباب لبريز درياى معارف و مكارم * هر قطره از او درى دلاويز با قلعهء عارفان قلاووز * با غفلت غافلان گلاويز مجموعهء عقل و عشق و عرفان * منظومهء زهد و ذوق و پرهيز همگام امام خود خمينى * طلّاب بسيج كرد و تجهيز هم‌چنگ عقاب تيزپرواز * پرداخت به تخت و تاج پرويز شد ثلمه ز هجرتش به اسلام * هم ضربه به انقلاب نوخيز چشم فضلاى حوزهء قم * درياچهء ساوه كرد و نيريز امّا دگر آگهند مردم * پايى به غلط نمىخورد ليز تبجيلى از او - خداى را شكر ! - * فخريّهء شهريار شد نيز سيّد على تهرانى قم - مرداد 1381

--> ( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 71 ، ص 415 و ج 79 ، ص 290 ( به نقل از امالى صدوق ) . روايت نبوى است .