هادى خسرو شاهى

95

خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )

آن گناه آغازين مىگذرد كارمان را به جايى رسانده است كه ديگر از گناه بدمان نمىآيد . علامه طباطبايى ، با صداى آرامى كه به دشوارى شنيده مىشد ، چنان‌كه گويى براى خودش زمزمه مىكرد ، در پاسخ گفت : هبوط بشر ، نقص يا عيب نيست . پس آن‌قدرها گناه هم نيست . اگر ميوه ممنوع نبود ، امكانات بيكران وجود ، هرگز به منصهء ظهور نمىرسيد . لبخند ستايش‌گر و تأييدكنندهء كربن هرگز از يادم نمىرود ؛ لبخند معصومانه‌اى كه درهاى خلاقيت خودانگيخته انديشه‌اى نجيبانه را مستقيم بر روى آدمى مىگشايد . كربن گفت : از آن‌جا كه غرب ، حسّ تأويل را از دست داده ، ما ديگر قادر نيستيم به رموز كتاب مقدس راه ببريم و جنبه‌هاى اساطيرى ابعاد قدسى جهان را روز به روز بيشتر به فراموشى مىسپريم . نخستين بار بود كه من به ابعاد باور نكردنى اين اصطلاح كه كربن اغلب آن را به كار مىبرد ، و چنان‌كه مىدانيم ، كليد نفوذ به اندرون تأمّلات وى ، باقى ماند ، پى مىبردم . علامه طباطبايى گفت : بدون شناختن راز ، تأويل ناممكن است . دو مرد ، با وجود دشوارىهاى زبان و بيان با يكديگر توافق كامل داشتند . من به امكانات بيكران اين مفهوم [ تأويل ] با همهء نتايج مترتب بر آن بعدها پى بردم . كربن به من مىگفت : منظور از كشف‌المحجوب همين است ، يعنى پرده از باطن حقايق برگرفتن . اين ديدارها ، حتى پس از عزيمت كربن از ايران ، ادامه يافت و ما توانستيم با كمك علامه طباطبايى ، به تجربه‌اى يگانه در ايران دست بزنيم ؛ يعنى بررسى تطبيقى مذاهب متفاوت جهان را زير نظر علامه شيعى مذهب سنّت‌شناس آغاز كنيم . ما در طىّ اين بررسىها ، ترجمه‌هاى انجيل‌ها ، روايت فارسى اوپانيشادها ، برگردان دارالشكوه ، سوتراهاى بوداييان و