هادى خسرو شاهى

96

خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )

تائوته كينگ لائوتسه را پياپى خوانديم . كتاب اخير را من و سيدحسين نصر با شتاب به فارسى برگردانديم و همراه با علامه خوانديم . وى متون نام‌برده را با تيزهوشى يك پير روحانى تفسير مى كرد و همان‌قدر از انديشهء هندوان احساس آرامش مىكرد كه از برخورد با عالم معنوى بوداييان و چينيان . او ، در اين انديشه‌ها ، هرگز چيزى نيافت كه آن را از بنياد با عرفان اسلامى كه خود با آن آشنا و مأنوس بود ، در تضاد ببيند . او در همهء اين‌ها ، دقايق بزرگ روح را مى ديد ، و چون كار مطالعهء انديشهء سرگيجه‌آور و سرشار از تناقض‌هاى شگفت‌انگيز لائوتسه به پايان رسيد ، به ما گفت كه از بين همهء متونى كه تا آن زمان با هم خوانده بوديم ، كتاب لائوتسه عميق‌ترين و ناب‌ترين همه بوده است . از آن پس ، بارها ترجمه اين متن را از ما خواست . اما متأسفانه متن ترجمه و يادداشت‌هايى كه ما در آن گردهمايىها دربارهء آن فراهم كرده بوديم ، به دنبال آتش‌سوزى بيست و پنجم سپتامبر 1963 كه در خانهء من اتفاق افتاد ، از بين رفت . نه نصر و نه من ، هيچ كدام همت دوبارهء ترجمهء آن متن را پيدا نكرديم . . . از اين‌جا به خوبى معلوم مىشود كه علامه طباطبايى چگونه با افتخار و انديشه‌ها و فلسفه‌هاى مذاهب و سرزمين‌هاى شرق و غرب آشنا بود . س : جناب عالى خاطرات بسيارى با علامه داشته‌ايد ، يكى از شيرين‌ترين خاطرات خود با علامه را براى ما شرح دهيد . ج : ما طلبه‌ها در حوزه علميه قم ، دو تا حاج آقا داشتيم . يعنى هر دو بزرگوار ، به دور از القاب عناوين رسمى معروف به « حاج آقا » بودند . يكى امام خمينى بود و ديگرى علامه طباطبايى . اين دو بزرگوار نه دنبال