هادى خسرو شاهى

58

خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )

آن زمان درج شده بود كه پس از يكى دو شماره ، آقاى ايرج افشار ، صاحب امتياز مجله ، از درج پاسخ استاد علامه ، به علت سنگين بودن مطالب ! ، خوددارى كرد و در مجله از اين امر عذرخواهى نمود ! . . . من نامه بسيار تندى به آقاى افشار نوشتم كه : شما خيال مىكنيد خوانندگان مجله شما فقط عناصر « نمايشنامه » پسند هستند ؟ ( چون در همان شماره يك نمايشنامه سى چهل صفحه‌اى چاپ كرده بود ) و با علم و فلسفه و معقولات سر و كارى ندارند ؟ . بعد اظهار تأسف كرده بودم كه استاد علامه وقت خود را براى پاسخ و توضيح ، تلف كرده و آن را بر آن مجله فرستاده‌اند و « نمىدانستند كه در كشور گل و بلبل ، نمايشنامه ، بر بحث علمى و فلسفى تقدم دارد ! » . آقاى ايرج افشار در شماره بعد ، ضمن چاپ كامل نامه تند اين‌جانب ، متن مقاله استاد را هم - كه باز نسخه‌اى از آن در اختيار ما نبود - چاپ كردند . . . كه البته من آن را در مجموعه دو جلدى « بررسىهاى اسلامى » عيناً نقل كرده‌ام و . . . فقط اين مجموعه دو جلدى بالغ بر 800 صفحه چاپى شد ، كه به نظرم اگر من در آن موقع اقدام نمىكردم ، اكنون بخش عمده آن مقالات و مباحث در دسترس نبود . . . باز به خاطر دارم كه گاهى استاد ساعت 9 يا 10 شب تلفن مىفرمودند كه : آقاى - خسروشاهى - با كسر « خ » و لهجهء آذرى ! - يك مقاله يا نامه ديگر در بين اوراق و كتاب‌ها يافته‌ام اگر زحمت نيست ، و فردا از اين‌جا عبور كرديد ، آن را بگيريد ! . . . من عرض مىكردم كه : حاج آقا ! من همين الان مىآيم ! و ايشان مىفرمود كه « دير وقت است ، فردا تشريف بياوريد » ! باز من عرض