هادى خسرو شاهى

59

خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )

مىكردم كه : « حاج آقا ! اگر من امشب نيايم ، تا صبح خوابم نمىبرد » ! و استاد مىفرمود : پس تشريف بياوريد و چون دير وقت بود و خادم پيرمردى كه داشتند ، در منزل نبود ، خود استاد علامه ، با لبخند مليح و شرم حضور هميشگى ، دم در مىآمدند و مقاله يا نامه را مىدادند و عذرخواهى مىكردند و من دست استاد را - اگر مىگذاشتند - مىبوسيدم و با خوشحالى بر مىگشتم . . . . به هرحال اين‌گونه بود داستان جمع‌آورى و تنظيم بخشى از مجموعه آثار ايشان ، قبل از ويرايش و عرضه به خود استاد . . . و بىشك اين يك توفيق الهى بود كه نصيب حقير شد . س : آخرين سؤال اين‌كه علامه طباطبايى تا چه حدّ در امور سياسى دخالت و يا اظهارنظر مىكردند ؟ ج : ظاهراً در يكى از سؤالات قبلى اين موضوع مطرح شد و من توضيح دادم و گفتم كه علامه يك فرد سياسى به معنى مصطلح آن نبود ، ولى علاوه بر مسايل داخلى ، در مورد مسايل خارجى و جهان اسلام ، از جمله فلسطين هم مرحوم علامه طباطبايى ، نظرات خود را به مناسبت‌هايى اعلام مىداشتند . . . مثلًا در مورد فلسطين و رژيم صهيونيستى اشغال‌گر قدس ، در پاسخ پرسشى ، در سال 1383 ه ق چنين مىنويسند : « . . . بخش كوچكى از فلسطين يك بندر دريايى و پايگاه نظامى براى دول معظمه انگليس و فرانسه و آمريكا مىباشد و دولت پوشالى و دست‌نشانده‌اى به نام دولت اسرائيل در آن‌جا حكومت مىكند و در اين مدت كوتاه هرچه توانسته‌اند به تقويت و تجهيزش پرداخته‌اند و با