هادى خسرو شاهى

29

خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )

را نبايد به حساب « اهل حق متشرّع » گذاشت ! يعنى اصولًا با خواندن « ناد علياً مظهر العجائب » و سپس « ترك نماز و واجبات » ، نمىتوان به راه حق رسيد ، پس دراويشى كه در ايران يا تركيه و سوريه و . . . خود را اهل حق ! معرفى مىكنند ولى از راه شريعت دور شده‌اند ، نه اهل تصوف و عرفانند و نه پيرو راستين راه امام على عليه السلام . چگونه مىتوان مدّعى پيروى از حضرت على عليه السلام بود - كه خود در محراب عبادت و سر نماز به شهادت رسيدند - و نماز يا ديگر واجبات شرعى را انجام نداد ؟ به هرحال اين قبيل مدّعيان ، كاسبانى هستند كه براى كسب دنيا ، خود را درويش و صوفى مىنامند و بىترديد در صراط حق نيستند . س : اشاره كرديد به اقامت طولانى در مصر ، آيا در الازهر و يا به طور كلى در مصر ، فلسفه ، عرفان و تصوف هم مطرح است ؟ ج : در دانشگاه الازهر مصر ، سخن از فلسفه و عرفان در آن سطح و به مفهومى كه در حوزه‌هاى علميه ما موجود است ، متأسفانه مطرح نيست . نه از فلسفه « مشاء » خبرى هست و نه از فلسفه صدرايى « اشراق » ! در بعضى از دانشكده‌ها فلسفه تدريس مىشود ، اما بيشتر فلسفهء غربى و يا فلسفهء قديم ! ظاهراً عمق و تكاملى در محافل فلسفى آن‌جا به چشم نمىخورد و لذا در مصر و به ويژه در الازهر ، فيلسوفى مثل علامه طباطبايى يا علامه سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى يا سيد جلال الدين آشتيانى و ديگر مشاهير عرفانى - فلسفى يك قرن اخير ما ، به چشم نمىخورد ! . . . البته در ديگر دانشگاه‌هاى مصر ، مترجمين خوبى در اين رشته بودند كه كتاب‌هاى خوبى را به عربى ترجمه كرده‌اند .