هادى خسرو شاهى

28

خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )

در واقع تنها راه آرامش و سعادت و معنويت انسان است . اين نوع « عرفان مثبت » ، بىترديد نمىتواند موجب انحراف گردد . . . اما « تصوف اصيل » هم ، با توجه به ريشه‌هاى آن ، كه همگى اهل تصوف اعم از شيعه و سنى خود را منسوب به مولا اميرالمؤمنين على عليه السلام مىدانند ، اگر از چهارچوب موازين شرعى خارج نشود ، مىتوان گفت كه همان هم در راستاى اهداف عرفان و شايد مقدمه آن مرحله تكاملى باشد ، ولى اگر تصوف يا حتى عرفان ، از راه شريعت ، يعنى اصول اساسى مفاهيم قرآنى و شرعى جدا و دور شود ، بىترديد راهى انحرافى خواهد بود . به طور خلاصه ، از ديدگاه علامه طباطبايى ، آن‌طور كه من از ايشان شنيده‌ام ، « طريقت » اگر از « شريعت » جدا نشود ، مىتواند انسان‌ساز باشد و ايشان اشاره مىكرد كه « الطرق الىاللَّه على عدد انفاس الخلائق » و هر كسى كه بتواند از طريق حق و موازين دين ، در راه تكامل معنوى خود حركت كند و موازين شرع مقدس را هم كاملًا مراعات نمايد ، نمىتوان او را به بهانه‌هاى واهى و نام‌گذارىها و انگ‌زنىها ، دور از راه حق ناميد . البته ايشان تصوف يا عرفان ساختگى - تكسّبى و متصوفه دكان‌دار را اصولًا تصوف و عرفان نمىدانست و آنها را مانند كسانى تلقّى مىكرد كه به نام اسلام و قرآن و محبت اهل بيت عليهم السلام ، راه كسب و كار مادى و دنيوى را در پيش گرفته‌اند . به هرحال زهد و عرفان و تصوف اگر از چهارچوب تعاليم قرآن و پيامبر و اهل بيت عليهم السلام خارج نشود ، نمىتوان چيزى را در بيان ردّ آنها گفت : نام‌گذارىها البته نبايد حساسيت برانگيز باشد و يا سوء سابقه بعضى از طرق صوفيه در گذشته و يا درويش بازىهاى اشباه الرجال عصر پهلوى