هادى خسرو شاهى
26
خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )
تفسير و شرح و بسط آن از لحاظ تاريخى ، روايى ، فلسفى ، اجتماعى و غيره مىپرداختند . من بخشهايى از اين دروس را همان وقتها مىنوشتم و به اصطلاح طلاب « تقرير » مىكردم ، مانند بعضى ديگر از رفقاى محترم ، و البته بعدها تكميل شده اين مباحث به تدريج به عنوان « تفسير الميزان » چاپ و منتشر شد . س : نحوه تعامل استاد با شاگردان و برخورد ايشان در جلسه درس چگونه بود ؟ ج : علامه طباطبايى عادت نداشت در جلسات درس ، به طور مستقيم به صورت شاگردان خود نگاه كند و هميشه چشمهاى آبى و آسمانى خود را ، كه بسيار جذّاب و براق بود ، به طرف بالا - يعنى سقف مسجد - و يا بر پايين مىدوخت و اگر شاگردى اشكالى و سؤالى مطرح مىكرد ، لحظهاى سر خود را بلند مىكرد و با لبخندى مليح ، به او نگاه مىكرد و بعد به پاسخ مىپرداخت . . . در درس تفسير و اسفار ، روش ايشان هميشه همين طور بود و واقعاً همين روش باعث شده بود كه انسان وقتى از جلسهء درس ايشان بيرون مىآمد ، اولًا احساس معنويت مىكرد و ثانياً به روشنى مىديد كه فيض و مطلبى در زمينهء مطرح شده - چه در تفسير و چه در فلسفه - عايدش شده است . . . البته هركس به اندازهء استعداد خود . . . روش ديگر ايشان در پاسخگويى به اشكالات و سؤالات طلاب ، به اين سبك بود كه ايشان پاسخ و توضيح خود را مطرح مىكرد و بعد براى آنكه به شاگرد ميدان تفكر داده باشد ، نظر خود را يك امر قطعى و حتمى اعلام نمىكرد ، بلكه نوعاً مىفرمود : « اين چيزى است كه به نظر ما مىرسد و شما خودتان ببينيد تا چه اندازه منطقى و