هادى خسرو شاهى

167

خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )

6 - بر ظن و گمان استوار بودن اساس دين . مؤلف مزبور ، پس از شرح و بسط اتهامات فوق ، در بخش دوم كتاب به نقل مطالب ديگرى ، با استناد به حواشى استاد علامه بر « بحارالانوار » مىپردازد و در بخش پايانى تحت عنوان : « ختام الكلام فى مرامه الفاسد » ! با استشهاد به جملاتى ديگر از استاد علامه در مسايلى كه مطرح شده است ، خط بطلان بر افكار و عقايد و به قول او « مرام فاسد » ! استاد علامه مىكشد . . . آخرين سطر كتاب چنين است : « و هيهنا تمّت الرساله و أنا العبد احمد الحسينى الطيبى الشبسترى مقيم قم الشريفه ، فرغنا عنها فى تسعة عشر من رمضان المبارك سنة 1377 الهجرية » ! اين خلاصهء فهرست گونه از محتواى كتاب دوست و هم‌دوره ما است كه گاهى در جلسات تفسير و اسفار علامه طباطبايى ، در كنار او مىنشستيم و انصافاً هم ، طلبه فاضل و كوشنده‌اى بود و با شناختى كه اين‌جانب از او داشتم بسيار بعيد به نظر مىرسيد كه اين چنين بر ضد استاد خود ، قيام كند و تا مرز تكفير آن بزرگوار پيش برود . . . البته بعضى از دوستان نقل مىكنند كه علامه طباطبايى در يك نظرخواهى مشورتى ، موضوعى را درباره نام‌برده صلاح نديده بود و گويا همين مسئله موجب رنجش شديد وى و عامل انتقام‌جويى و مبارزه به اصطلاح علمى گرديد . . . ! در حالى كه در همان دوران ، اساتيد و علما و فضلاى بسيارى برتر از نام‌برده در حوزه‌ها حضور داشتند كه در صورت صحت ادعاهاى نام‌برده و انحراف « عقيدتى » استاد و يا داشتن « مرام فاسد » ! ساكت نمىنشستند و به پاسخ‌گويى مىپرداختند . همان‌طور كه اگر آيت‌اللَّه حكيم اباطيلى به عنوان فتوى صادر كرده