مراد على شمس

68

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى )

ولايت كليّه الهيّه . آيت اللّه علّامه طباطبايى گذشته از جامعيّت در علوم ، جامع بين علم و عمل بود ، آن هم عملى كه از تراوشات نفسانيّه صورت گيرد و براساس طهارت سرّ تحقق پذيرد ، جامع بين علوم و كمالات فكريّه و بين وجدانيّات و اذواق قلبيّه و بين كمالات عمليّه و بدنيّه بود ؛ يعنى مرد حقّى بود كه سراسر وجودش به‌حق متحقق بود « 1 » . علّامه طباطبايى از شخصيت‌هايى چون آية اللّه شيخ محمد حسين نائينى ، آية اللّه شيخ على قمى ، حاج شيخ عباس قمى صاحب مفاتيح الجنان ، آية اللّه العظمى بروجردى ، آية اللّه سيد محمد حجّت ، آية اللّه ميرزا على اصغر ملكى ، آية اللّه سيد حسن صدر و بزرگان ديگر اجازهء اجتهاد و روايت داشته است « 2 » . آية اللّه حسن‌زادهء آملى طى مصاحبه‌اى گفته است ايشان ( علّامه طباطبايى ) بدون گزاف و بدون اغراق در فن اصول و فقه هردو مجتهد بود و تعليقات ايشان بركفايه كه چاپ شده است ، هرچند آن حقيقتى كه مورد نظر ايشان در علم اصول بود ، پياده نشد ، اما مشت نمونه خروار است و در فقه ، ايشان كه تشريف فرماى به قم شدند فقه تدريس مىفرمودند مبحث صوم ( روزه ) مىفرمودند « 3 » . * علّامه پاسدار حريم عقل و فكر در بيان مسائل خصوصيت سخن گفتن و ايجاز لازمى كه در كلمات علّامه بود و نيز قوّت استدلال ، جز الت اسلوب و استحكام بيان ايشان به‌نحوى بود كه براى افرادى كه

--> ( 1 ) مهر تابان ، ص 12 ؛ از زبان استاد سيد محمد حسين حسينى تهرانى . ( 2 ) به‌نقل از نامه‌اى كه علّامه در اواخر جماد الثانى سال 1399 ه ق براى على الاوسى مؤلّف كتاب روش علّامه طباطبايى در تفسير الميزان فرستاده است . مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ، ص 200 . ( 3 ) مجلهء پيام انقلاب ، شمارهء 150 ص 17 مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ، 200 .