مراد على شمس
56
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى )
دادن است . راستى چه مىتوان گفت درباره كسى كه يكى از مراجع بزرگ - رضوان اللّه عليه - در حق او مىفرمود : « در جهان تشيع ، آقاى طباطبايى از لحاظ جامعيت بين علم و تقوى ، كمنظير بلكه بىنظير است ؟ پس بهتر آنكه براى خالى نبودن عريضه ، به چند جمله بسنده كنم . علّامه طباطبايى مظهر متانت ، وقار ، طمأنينه ، عزت نفس ، توكل ، اخلاص ، تواضع ، عطوفت و ديگر مكارم اخلاقى بودند . آثار عظمت روح و نورانيت دل و ارتباط با ماوراى طبيعت در سيماى ملكوتى ايشان هويدا بود . برمجلس ايشان چنان هيبتى سايه مىافكند كه حضار را در سكوتى ژرف و پر تأمل فرو مىبرد و انسان را به ياد شعر فرزدق مىانداخت كه در مدح امام سجاد عليه السّلام مىگويد : « يغضى حياء و يغضى من مهابته » . بهخاطر دارم كه روشندلى در محضر ايشان با چشمانى پر از اشك ، آهسته مىگفت : « در شگفتم كه چگونه زمين ، سنگينى چنين مردانى را تحمل مىكند » . در طول سى سال كه افتخار درك محضر ايشان را داشتم هرگز كلمهء « من » از ايشان نشنيدم در عوض ، عبارت « نمىدانم » را بارها در پاسخ سؤالات از ايشان شنيدهام ، همان عبارتى كه افراد كم مايه از گفتن آن ، عار دارند ولى اين درياى پرتلاطم علم و حكمت ، از فرط تواضع و فروتنى به آسانى مىگفت و جالب اين است كه بهدنبال آن پاسخ سؤال را بهصورت احتمال و با عبارت « بهنظر مىرسد » بيان مىكرد .