مراد على شمس
35
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى )
بود ) از تدريس و تفكر علمى ( جز مقدارى بسيار ناچيز ) بازمانده بودم و پيوسته با يك شكنجهء درونى بهسر بردم . در سال 1325 از سر و سامان خود چشم پوشيده ، زادگاه اصلى را ترك گفتم و متوجهء حوزهء قم گرديده ، بساط زندگى را در اين شهر گستردم و دوباره اشتغالات علمى را از سرگرفتم و تاكنون كه اوايل 1341 مىباشد ، روزگار خود را در اين سامان مىگذرانم . در اوايل تحصيل كه به صرف و نحو اشتغال داشتم ، علاقهء زيادى به ادامهء تحصيل نداشتم و ازاينروى هرچه مىخواندم نمىفهميدم و چهار سال بههمين نحو گذرانيدم . پس از آن ، يكباره عنايت خدايى دامنگيرم شده ، عوضم كرد . و در خود يك نوع شيفتگى و بىتابى نسبت به تحصيل كمال حس نمودم « 1 » . * شرححال ديگرى از زندگى علّامه ( ره ) من در خاندان علمى در شهر تبريز كه از زمانهاى دور شهرت علمى پيدا كرده متولد شدم ، . . . « 2 » و از همان كودكى درد يتيم بودن را احساس نمودم ولى خداوند متعال بر ما منّت نهاد و زندگى را از نظر مادى بر ما آسان نمود ، وصىّ پدرم به منظور عمل به وصيت آن مرحوم از من و برادر كوچكترم مواظبت مىكرد و با اخلاقى نيكو و اسلامى از ما نگهدارى مىكرد با اينكه همسرش از ما بچههاى كوچك مراقبت مىكرد خادمى را نيز بهاين منظور استخدام كرد . مدتى از عمرمان كه گذشت به مدرسه راه يافتيم و زيرنظر معلم خصوصى كه
--> ( 1 ) دانشنامه قرآن و قرآنپژوهى ، ج 2 ، ص 1401 ، بهنقل از « چراغ تجربه » زندگىنامههاى خود نوشت ص 351 - 353 . ( 2 ) مواردى كه عينا تكرار شده بهصورت نقطهچين ، و از ذكر مجدد آن خوددارى گرديد .