مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى

33

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى )

را تبليغ و شايع كردند كه به نظر ايشان مىبايست جانشين دين و احوال دينى بشود . در رأس اين امور مىتوان از عرفان اباحى و ماركسيسم و تبليغ آداب و ارزشهاى غربى به نام علم جديد ياد كرد كه از ميان آنها امر اخير شايع‌تر بود و ظاهر موجه‌تر داشت و به صورتهاى مختلف درآمد و هنوز هم صورتهائى از آن نفوذ دارد . در مقابل اين سه جريان ما در دوران معاصر سه حوزه داريم كه باوجود اختلافهائى كه در مشى و سليقه داشته‌اند مقصدشان واحد بوده است . اين هرسه حوزه ، حوزهء تعليم و تربيت دينى و معنوى بوده و شاگردانى پرورده است كه در مقابل آثار غرب‌زدگى از اسلام و تفكر اسلامى دفاع كرده‌اند . اين پروردگان حوزه‌هاى علميهء عصر حاضر شايد عالم‌تر و محقق‌تر از اسلاف خود نباشند اما در عصر خاص و در مقابله با ايدئولوژىها و آراء و آدابى كه با اسلام ضديت پنهان و آشكار دارد پرورش يافته‌اند . علاوه‌براين در هريك از اين حوزه‌هاى درس و تعليم چيزى وجود داشته كه مايهء تعلق شاگردان شده است ، گاهى تعلق به آراء و افكارى به يك حوزه قوام مىدهد ، گاهى هم استادان صاحب‌نظرى پيدا مىشوند كه نه فقط علم آنها بلكه زندگيشان هم اسوهء شاگردان است و بعضى از ايشان دمى دارند كه در شاگردان اثر مىكند و اين شاگردان فرزندان معنوى استاد خود مىشوند و خود را به اين عنوان مىشناسند مرحوم آقاى طباطبائى نمايندهء يكى از سه جريان مذكور بود و شاگردان ممتاز پرورش داد . البته آقاى طباطبائى صرفا استاد حكمت متعاليهء صدر المتألهين نبود بلكه عالم دين بود و با فلسفهء خود در مقابل فلسفه‌ها و ايدئولوژىهاى معارض دين ايستاد و مخصوصا با ماترياليسم معارضه كرد .