مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى

10

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى )

اصغر ، نتيجهء حاصله ، نتيجهء يقينى است زيرا حد اوسط ، سبب و علت ، مىباشد يعنى علت وجود اكبر از براى اصغر . دراين‌باره شيخ الرئيس در برهان منطق شفاء بيانى دارد كه مناسب است خلاصهء آن را در اين مقام ترجمه كنم ، مىفرمايد : « اگر گوينده‌اى بگويد : وقتى كه ما صنعتى را مىبينيم ، علم ضرورى داريم كه براى مصنوع مفروض صانعى است ، و زوال تصديق مذكور از مصنوع مورد فرض امكان ندارد ، و اين استدلالى است كه از ناحيه معلول بر وجود علت مىگردد ؟ پاسخ اين شبهه بدين قرار است : هنگامى كه گفته مىشود : هرجسمى مؤلف از هيولى و صورت است و هرمؤلفى از براى آن مؤلفى است ، وصف مؤلف بودن جسم از هيولا و صورت ، وصفى است ذاتى به اصطلاح باب برهان از آن ، قابل انفكاك نيست ، و روشن است كه محمول بر آن ، وصف « از براى آن مؤلفى است » كه كبراى در قياس مذكور است ، نه وصف « مؤلف » پس محمول بر حد وسط نفس علت نيست زيرا علت « مؤلف » است نه مجموع « از براى آن مؤلفى است » و ممكن نيست كه در قياس نامبرده ، علت يعنى مؤلف به اسم فاعل ، بر مؤلف به اسم مفعول ، حمل شود ، عليهذا اكبر : « از براى آن مؤلفى است » و به تعبير كتاب شفاء : ذوالمؤلف اولا براى حد اوسط يعنى مؤلف ثابت مىشود ؛ سپس از براى جسم كه موضوع صغراى قياس مفروض است به‌واسطه مؤلف به ثبوت مىرسد ، و نتيجهء حاصله از قياس مذكور ، امرى است يقينى زيرا حد وسط در آن ، علت ثبوت حد اكبر از براى اصغر است ، پس روشن شد كه حد اكبر در قياس برهانى يقين‌آور ، جائز نيست كه علت از براى اوسط باشد و احيانا ممكن است كه علت جزئى از اجزاء حد اكبر واقع شود و بديهى است كه اعتبار جزء غير از اعتبار كل است و ذوالمؤلف كه كل است بعينه محمول بر مؤلف است و اما جزء آن يعنى مؤلف ، محال است كه بر مولف ،