الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

95

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

اولًا نسبت به خارج از خود و محسوسات خود مطلقاً شكاك هستند و از اين‌روى ارزشى براى سخنى كه به ديگران مىگويند نيست . چرا كه براى معلومات خود ارزش نظرى نمىشناسند زيرا معلومات ذهنى واقعيت‌ها را آن‌چنان كه هست نشان نمىدهند درحقيقت علم ما مساوى با جهل است پس معلوم نيست آن‌چه مشاهده مىكنيم و صورتى از آن در ذهن داريم با واقعيت‌ها منطبق باشد پس جز من و انديشهء من چيز ديگرى وجود ندارد ناگزير نسبت به شناخت پديده‌هاى خارجى شكاك مىباشند و سخنانى كه از چنين معلوماتى گفته شود بىاساس و پوچ است . و ثانياً به گونه ناخودآگاه براى معلومات بسيارى ارزش واقعى قائل شده‌اند مانند علمشان به خودشان و معلومات حسى خودشان و آن‌چه در دنبال معلومات حسى مىآيد . مانند كشف آثار و خواص اشياء كه عملًا در زندگى مفيد و سودمند است مثل خواص داروهاى مكشوفه و دراين‌صورت چه مانع دارد كه سخن از ماوراء طبيعت نيز از اين قبيل بوده باشد ؟ يعنى حقيقت داشته باشد چون از نظر زندگى مفيد و باعث آرامش روح مىشود . و ثالثاً براى همين بحث ارزش علمى قائل شده‌اند . زيرا چيزى كه ارزش عملى دارد پس شناخت آن نيز مفيد و ارزشمند است و معرفت به خواص آن براى آدمى سودمند مىباشد ، چراكه تا يك شناخت اجمالى به چيزى در كار نباشد چگونه خواص آن ادراك مىشود . ايمان به خدا و ماوراى طبيعت باعث آرامش روح و احساس تكيه‌گاه و حامى قدرت‌مندى نموده و براى انسان شجاعت و اعتماد مىآفريند . 3 . و كسانى كه مىگويند : « قانون عليت و معلوليت ساختهء تداعى معانى است » اصولًا شكاك مىباشند و ما پاسخ اين روش را در مقالهء 3 و مقالهء 9 داده و بىپايه بودنش را روشن ساختيم . و گفته شد كه اگر علت و معلول را كنار بزنيم بايد در جهان و پديده‌هاى مادى و ذهنى و حوادث عالم ، معتقد به صدفه و اتفاق باشيم در صورتى كه كسى به چنين اصل پوچى معتقد نيست و اگر معلولى علتى نداشته باشد به هيچ‌وجه نخواهيم توانست آن را