الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

96

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

بشناسيم و گرفتار شكاكيت خواهيم شد . تداعى معانى كجا علت و معلول كجا . تداعى معانى يك امر حسى و ذهنى است و عليت و معلول يك امر حقيقى و عينى . 4 . كسانى كه مىگويند : « معلومات مسلّمهء ما فرضيه‌هايى است كه به حسب مساس حاجت يعنى احساس نياز فرض مىشود و امروز فرضيهء خدا ديگر از محيط حاجت بيرون افتاده است » اينان نيز چنان‌كه در مقاله‌هاى گذشته ثابت كرديم در حقيقت شكاك هستند . وانگهى اگر معلومات بشر زادهء نياز و احتياج مادى باشد پس هيچ معلوم حقيقى نخواهيم داشت در صورتى كه معلومات حقيقى در تمام معارف بشرى داريم مانند : هر مثلثى داراى دو زاويهء قائمه است يا جدول ضرب فيثاغورث ، يا معلوم تاريخى مثل ارسطو شاگرد افلاطون است ، خورشيد نور و حرارت پخش مىكند و ده‌ها معلومات اجتماعى ، تاريخى ، رياضى و علمى كه از مسلميات واقعى است نياز و عدم نياز ما هيچ‌گونه تأثيرى در پيدايش آن‌ها ندارد ما به انديشه زلزله نيازى نداريم اما طبق قوانين طبيعى زلزله مىآيد و آتش‌فشان توليد مىشود و طوفان‌ها و سونامىها به زندگى گروهى از انسان‌ها پايان مىبخشد . در بىاساس بودن اين گفتار كافى است كه خودش پاسخ خودش مىباشد ، زيرا اين سخن ( معلومات مسلّمهء ما صرفاً فرضيه‌هايى است كه حاجت آن‌ها را به‌وجود آورده ) مىخواهد به ثبوت برساند كه : « ما هيچ معلوم ثابتى نداريم . » چرا كه نيازها پيوسته در تغييرند و فرضيه‌ها نيز در صورت صحت ، خود اين سخن معلوم ثابتى است و خودش دروغ خود را درمىآورد . وانگهى تمام معلومات در قدم اول يك سلسله فرضيه‌هايى است كه به بازار علم عرضه مىشود پس از جرح و تعديل به صورت قانون ثابت علمى درمىآيد . خوشمزه‌تر اين‌كه : بعضى از اينان‌كه به اين نكته برخورده‌اند ، براى رفع اشكال گفته‌اند : همهء قضايا و معلومات ، غيردائمى و غيركلى است مگر اين‌كه قضيه « غيرثابت و غيركلى نداريم » . با اين سخن كه مشتمل به استثنائى خنده‌دار است ، يك قضيهء دومى نيز كلى و ثابت اثبات نموده‌اند . و آن فقدان قضيه غيرثابت و غيركلى است .