الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

77

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

آگاه است و نه از انتهاى آن و نه از منشأ آن . طبعاً مايل است از ابتدا و انتها و منشأ آن آگاه گردد . خود اين آگاهى قطع نظر از هر فايدهء ديگر براى او مطلوب است . لزومى ندارد كه هر مسئلهء علمى و نظرى يك فايدهء عملى داشته باشد . ثانياً : اعتقاد و ايمان به خدا از مفيدترين و لازم‌ترين معتقدات بشر در زندگى است . اعتقاد و ايمان به خدا از نظر فردى آرامش‌دهندهء روح و روان و پشتوانهء فضائل اخلاقى است ، و از نظر اجتماعى ضامن قدرت قانون و عدالت و حقوق افراد در برابر يك‌ديگر است . بحث در فوايد ايمان و اعتقاد به خدا از حدود وظيفهء اين مقاله خارج است . و هم‌چنين فايدهء هر كار اجمالًا اثرى است كه با انجام يافتن آن پيدا مىشود و اثر اين بحث را انكار نمىتوان كرد . پس نتيجه مىگيريم كه : اين بحث بىفايده نيست . بلكه فوايد فراوانى بر آن مترتب است كمترين فايده پس از اثبات اين‌كه اين عالم خدايى دارد و حساب و كتابى در كار است . اين است كه طبق اين باور بشر نمىتواند چشم‌ها را روى هم گذاشته و هر كارى كه مايل است انجام دهد ديوانه‌وار سلوك كند و به حقوق ديگران تجاوز نمايد ديگران را فريب دهد . چو ديوانه آشفته تازى همى * مگر بر سرت مير و سالار نيست از اين پرده بيرون سراپرده‌اى است * مرا و تو را اندر آن بار نيست آرى ، پس از اين بيان نوبت سؤال ديگرى مىرسد و آن اين‌كه : « چرا ماديّين از اين بحث سرپيچى مىكنند ؟ » پاسخ به اين پرسش مقدمه‌اى را مىطلبد و آن اين‌كه : مادّيت بر دو نوع است : مادّيت فلسفى و مادّيت اخلاقى . ماديت فلسفى اين است كه جهان‌بينى فلسفى كسى مادى باشد يعنى جز ماده و شؤون ماده چيزى را واقعى نداند . ماديت اخلاقى آن است كه كسى اخلاقاً و عملًا مادى باشد يعنى فقط به لذائذ