الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
76
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
را بهانه قرار داده و از هرگونه تلاش علمى در معارف الهى خوددارى كرده بلكه با آن مخالفت مىكنند ، اين دسته احياناً در اصطلاح حكماى اسلامى « معطله » خوانده مىشوند ، زيرا معتقد به تعطيل دستگاه عقلانى در مسائل الهى مىباشند و به اصطلاح هرگاه پاى بحث و تحقيق اين مسائل مىرسد به عقل فرمان تعطيل و استراحت مىدهند اين عده نيز به نوبهء خود استدلالهايى دارند كه اكنون جاى بحث و انتقاد از آنها نيست اجمالًا در مقام انتقاد از اين نظريه در اينجا همين قدر مىگوئيم كه در آثار اسلامى كه « معطله » به آنها استناد مىكنند نه تنها دستور تعطيل داده نشده است بلكه احاديث فراوانى دربارهء به كار انداختن عقل و فكر در اينگونه مسائل به عمل آمده است در آينده در همين مقاله آنجا كه دربارهء صفات خدا بحث مىكنيم نظر معطله را مفصل نقل و انتقاد خواهيم كرد چگونه نمىتوان يگانگى خدا را ثابت كرد . و حال آنكه فطرت عقل و دل ، آدمى را به اينگونه مباحث خواه ناخواه مىراند چراكه بشر بدينگونه خلق شده و چنين گرايشى در نهادش نهادينه شده است و از كوزه همان تراود كه در اوست . زيرا غريزهاى فطرى كه آن را ساختمان واقعى موجودى بهوجود آورده هيچگاه بيرون از گردشگاه واقعى خود پاى ننهاده كار نمىكند چنانكه محال است گوش به خيال ديدن بيفتد و يا دهان آرزوى شنيدن داشته باشد چنانچه دل نمىتواند به ياد خدا به طپش درنيايد و عقل دربارهء قانون علت و معلول نينديشد . همچنين اگر فطرت ما راهى براى اثبات يا نفى اين موضوع نداشت هرگز اين فكر و انديشه را به خود راه نمىداد . پس : اين بحث براى ما صحيح و رواست . نهتنها صحيح و معقول است بلكه ضرورت ذاتى و الزامات زندگى چنين ايجاب مىكند كه از مباحث توحيد سخن بگوييم . به عبارت شهيد مطهرى : اما فايدهء اين بحث : اولًا وقتى كه يك بحث در قلمرو كاوشهاى عقلانى و فكرى بشر قرار گرفت پرسش از فايده دربارهء آن غلط است ، زيرا خودش فايده است و پرسش از فايده براى فايده غلط است . بشر در جهانى زندگى مىكند كه نه از ابتداى آن