الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
41
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
حديث را به نحوى ديگر توجيه مىكند . او توجهش به مادهء « عجز » است ، مىگويد مقصود اين است كه در راه او شكستگى و مسكنت را پيشه كنيد كه در آن كوى ، شكستگى مىخرند ، و بس و بازار خودفروشى از آن سوى ديگر است ؛ مىگويد : خرّم آن كو عجز و حيرت قوت اوست * در دو عالم خفته اندر ظلّ دوست هم در اول عجز خود را او بديد * مرده شد « دين عجائز » برگزيد چون زليخا يوسفى بر وى بتافت * از عجوزى در جوانى راه يافت زندگى در مردن و در محنت است * آب حيوان در درون ظلمت است حقيقت اين است كه اين جمله انتسابش به رسول اكرم صلى الله عليه و آله ثابت نيست تا نوبت به بحث در مفهوم و معنىاش برسد . مرحوم ميرازى قمى اعلى اللَّه مقامه در جلد دوم قوانين الاصول بحثى دربارهء جواز و عدم جواز تقليد در اصول دين عنوان كرده است ، يكى از ادلّهء طرفداران تقليد و تعبد در اصول دين را همين حديث مىداند ولى خودش مىفرمايد : « حديث بودن اين جمله مسلّم نيست و گفتهاند كلام سفيان ثورى فقيه و صوفى معروف سنّى است . گويند عمروبن عبيد معتزلى دربارهء عقيدهء معروف معتزله دربارهء « منزلةٌ بينَ المنزلتين » سخن مىگفت ، پيرزنى با تلاوت يك آيه قرآن به او جواب داد ، سفيان ثورى كه حاضر در جلسه بود گفت : « عَلَيكُم بِدينِ العَجائِز . » بهعلاوه كسانى كه اين جمله را بهصورت حديث نقل كردهاند داستانى نيز نقل كردهاند كه روشن مىكند مفهوم آن جمله نه آن چيزى است كه حنابله و اهل حديث مىگويند و نه آن چيزى كه محمد لاهيجى و يا مولوى بهعنوان توجيه بيان كردهاند . داستان اين است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله با اصحاب خويش بر پيرزنى گذشت كه با