الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

301

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

اكنون مىگوييم آن‌چه براى ما بالحس و العيان ثابت است عالم طبيعت است . حكما در اصطلاحات خود آن‌گاه كه اين عالم را در مقابل ساير عوالم هستى نام مىبرند كلمهء « ناسوت » را به كار مىبرند . عالم ديگر كه به حكم دليل و برهان بر ما ثابت است عالم الوهيت است ؛ يعنى ذات مقدس واجب الوجود كه مستجمع جميع صفات كماليه است . البته در آن مرتبه از وجود آن‌چه هست يك وجود اطلاقى است و بس . ذات پروردگار به تنهايى خود عالمى است و عظيم‌ترين عوالم است ، زيرا ذات حق محيط است بر همهء عوالم مادون و ذره‌اى از وجود از احاطهء قيّومى او خارج نمىباشد و به قول بوعلى در الهيات شفا : « العالم - الربوبى عظيم جدّاً » . اين عالم اصطلاحاًعالم « لاهوت » ناميده مىشود . آن‌چه براى ما قطعى و ثابت است همين دو عالم است ، ولى در اين‌جا از نظر فلسفه دو پرسش باقى است : 1 . آيا ميان عالم الوهيت و عالم طبيعت عوالم ديگرى وجود دارد يا وجود ندارد ؟ يعنى آيا عالمى كه بلاواسطه بر عالم طبيعت احاطه دارد و مباشرتاً موجد و مدّبر و محيط بر اين عالم است عالم الوهيت است ؟ و يا عالم و يا عواملى متوسط ميان اين دو عالم هست ؟ و البته چنين عالم يا عوالمى - به فرض وجود - محاط عالم بالاتر از خود ، يعنى عالم طبيعت ، خواهد بود . هم‌چنان كه محيط عالم پايين‌تر از خود ، يعنى عالم طبيعت ، خواهد بود . 2 . آيا عالمى پايين‌تر از عالم طبيعت وجود دارد يا وجود ندارد ؟ يعنى آيا مرتبه‌اى از موجودات وجود دارد كه عالم طبيعت محيط و موجد و مدّبر آن عالم باشد يا وجود ندارد ؟

--> - پر . اين طوليت در قوس صعود است نه در قوس نزول حركت تكاملى است مانند نطفه كه از علقه ، مضغه شروع به حركت مىكند تا به جنين مىرسد به مناسبت حركت صعودى مانند نطفه در طول هم قرار دارند و گرنه در عرض هم . بار ديگر از ملك پران شوم * آن‌چه اندر وهم نايد آن شوم پس عدم گردم عدم را ار عنون * گويدم كانّا اليه راجعون