الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
299
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
ديگر آيا جهان آغاز و ابتدا و نقطه شروع دارد يا ندارد ؟ همان طورى كه بحث صحيح دربارهء « مكان » اين است كه آيا ابعاد عالم نهايت دارد يا ندارد مثل كرهء زمين كه ابعاد طول و عرض و عمق دارد پس ابعاد نهايى دارد ؟ حكما دربارهء « مكان » مدعى تناهى و دربارهء « زمان » مدعى لايتناهى مىباشند ؛ تفاوتى كه ميان اين دو « هست » و « وجود » در اين است كه مراتب ابعاد مكانى ، متشابه و مراتب بعد زمانى غير متشابه است . در بعد زمانى هر مرتبهاى نسبت به مرتبهء بعدى قوّه است و نسبت به مرتبهء قبلى فعليت ؛ و به همين جهت است كه در مراتب زمان ، پيش و پس فرض مىشود ؛ و به همين سبب است كه اين پرسش پيش مىآيد كه آيا زمان ابتدا و آغاز دارد يا ندارد ؟ تقدم و تأخر در مكان ، اعتبارى و در زمان ، حقيقى است . البته چون هر حركتى منشأ يك زمان است و حركاتى كه ما مىشناسيم همه ابتدا دارند پس بحث در زمانى كه آغاز نداشته باشد بحث در اين است كه آيا حركتى كه ابتدا نداشته باشد وجود دارد يا ندارد ؟ به عقيدهء قدما حركت فلك چنين است . ولى قطع نظر از حركت فلك چه بايد گفت ؟ آيا يك حركت يكنواخت دايم وجود دارد يا ندارد ؟ اين مطلبى است كه در مقالهء « قوّه و فعل » دربارهء آن بحث شده است . كثرت و ترتيب قياسى اجزاى جهان همين جهان آفرينش كه نسبت به آفرينندهء خود يك واحد مىباشد ، در متن خود اختلافاتى دارد . چنانكه در مقالهء 3 به ثبوت رسيد ما دو قسم ادراكات داشتيم كه از مادهء مجرد بوده و احكام ماده بر آنها انطباق نمىپذيرفت ؛ يعنى ادراكات خيالى و ادراكات عقلى . يكى از مسائلى كه در مباحث فعل بارى تعالى مطرح است « كليات عوالم وجود » است . مقصود ما از « عالم » عبارت است از موجود يا موجوداتى كه در مجموع