الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
279
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
« مردمى در عراق پيدا شدهاند كه خداوند را با تجسم و خطوط چهره توصيف مىكنند . استدعا دارم مرا راهنمايى بفرماييد . » امام در جواب مىنويسد : « دربارهء موضوعى كه پرسش كردهاى ، خداوند ، متعالى و عالىتر است از اين نسبتها ، او را مثل و مانند نمىباشد ، او شنوا و بيناست ، او منزه است از توصيف وصف كنندگان كه او را به مخلوقاتش تشبيه مىكنند و به او افترا مىبندند . مذهب صحيح همان است كه در قرآن دربارهء صفات الهى آمده است . پس ، از ساحت مقدس خدا هم نفى و بطلان ( تعطيل از صفات ) را منفى بدان و هم تشبيه را . اوست خداى ثابت موجود ، برتر است از آنچه وصف كنندگان او را توصيف مىكنند . هرگز از قرآن تجاوز نكنيد كه در اين صورت با آنكه راهنمايى شدهايد گمراه شدهايد . » « 1 » بديهى است كه مفاد اين جواب اين نيست كه هيچكس حق ندارد خداوند را به هيچوجه توصيف كند . از اين جواب استفاده مىشود كه به تبع قرآن بايد راهى بين نفى و تعطيل از يك طرف و تشبيه از طرف ديگر انتخاب كرد و با افراد ناوارد بحث نكنند » . دليل قاطع بر اينكه مقصود اين نيست كه پيروى از قرآن لزوماً بايد به صورت تقليد و تعبد باشد نه به صورت الهامگيرى ، اين است كه در متن حديث ، خداوند با دو اسم و دو صفت ياد شده است كه در قرآن نامى از اين دو اسم نيست . آن دو عبارت است از « ثابت » و « موجود » . پس معلوم مىشود مقصود عدم انحراف از اصول تعليمات قرآن است نه تقليد و تعبد به الفاظ و ممنوع بودن تفكر و معرفت . طرز بيان و تعليم و تعلم قرآن و همچنين بيانات پيشوايان دين مخصوصاً
--> ( 1 ) . كافى ، كتاب التوحيد ، ح 1 / 182 ، شرح و ترجمه محمد باقر كمرهاى . .