الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

262

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

بسيار دقيقى است و كهن‌ترين بخش اوستا « گاتاها » است در اين قسمت « اهورا مزدا » خداى واحد است و آفرينندهء اهريمن و بدى و نيكى و شب و روز ، بيمارى و سلامت و مرگ و حيات و به‌وجود آورندهء فصول و بادهاى سرد و گرم است در « گاتها » اهور مزدا خداى واحد است و زرتشت يك پيامبر موحد . اما هر چه از گاتها فاصله مىگيريم و از عصر زرتشت دور مىشويم توحيد ضعيف‌تر مىشود تا آن‌جا كه اهريمن در كنار اهورا مزدا قرار مىگيرد و مانند يك ذات مستقل رقيب او مىشود ولى در قسمت‌هاى كهنهء اوستا از شرك خبرى نيست همچنين در قديم‌ترين متون مذهبى هند چون « اوپانيشادها » ، « ودا » و « ريگ و ودا » و در قديمىترين افسانه‌هاى هندى « كريشنا » خداى واحد است مىگويد در هر كجاى دنيا ، هر انسانى هر كه را پرستيده در واقع مرا پرستيده‌است . و همچنين در مذهب ابتدايى هند خدا را چنان واحد دانسته و توحيد را در سطح هستى و مرز مطلق و نامتناهى در جهان‌بينى تلقى كرده‌است كه مايهء شگفتى مىباشد ليكن با گذشت زمان و پس از هزار و پانصد سال بزرگ‌ترين رسالت انقلابى بودا مبارزه با خدايان متعدد مىشود و شمار خدايان آن‌ها از شمارهء انسان‌ها افزون‌تر مىگردد و در يونان كه پيشرفته‌ترين پروردگار شرك است « زئوس » خداى خدايان است و در اطرافش خدايان ديگر و ارباب انواع قرار دارند و هر كدام مظهر قدرت در جهان به حساب مىآيند مثلًا « پرومتد » خداى آگاهى و انسان‌دوستى و « وئوس » خداى زيبايى و « هركول » خداى قدرت و شهامت است ، اما « كرون » با توصيف اندكى كه در اساطير يونان شده او خداى واحد بوده و بعد از او شرك پديد آمده است يعنى « كرون » مادر و پديد آورندهء زئوس و خدايان ديگر است و زئوس كه خداى خدايان است فرزند « كرون » مىباشد به طورى كه در كتاب ميتولوژى يونانى كه زبان‌شناسى آن را نوشته است زئوس را فرزند « كرون » مىداند و مىگويد پيش از كرون هيچ نبود و هيچ چيز نمىتوانست باشد ، و كرون همان دهر و زمان است و مبدأ زايش و مرگ . در تاريخ نيز چنين آمده‌است كه در آغاز توحيد طبقاتى است و سپس شرك طبقاتى