الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
245
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
فرض مىكنند رد شد ؛ معلوم شد در ميان هستىها هستى يا هستىهايى الزاماً هست كه قائم بالذات است و به خود موجود است و هيچگونه محدوديت زمانى يا غير زمانى ندارد . اكنون مىخواهيم وحدت واجب الوجود را اثبات كنيم ، يعنى در سراسر هستى آنكه به خود موجود است و مستقل بالذات است يكى است نه بيشتر . يكتاى بىهمتاست ، مثل و مانند و شبيه و نظير ندارد و طبعاً چنين موجودى جز يكى بيش نخواهد بود و دومى ندارد . ما در اينجا پنج برهان ذكر مىكنيم . دو برهان از اين پنج برهان از براهينى است كه فلاسفه معمولًا در كتب فلسفه متعرض آنها مىشوند و در متن مقاله نيز تنها همين دو برهان ذكر شده است . سه برهان ديگر براهينى است كه در كتب فلسفه نيامده است ، تنها در آثار مقدس دينى اسلامى يعنى در قرآن و حديث آمده است . ما به ترتيب همه آنها را ذكر مىكنيم . برهان اول : وحدت عالم دليل بر وحدت مبدأ عالم است اين برهان چهار مقدمه دارد : الف . وحدت عالم يك وحدت واقعى و طبيعى است . نه وحدت و همى و اعتبارى . ب . عالمى جز اين عالم نيست . ج . معلول واحد جز از علت واحد صادر نمىشود . د . واجبالوجود بالذات واجب من جميع الجهات و الحيثيات است . دربارهء مقدمهء اول قبلًا بحث شد ، ولى مجدداً با بيان ديگرى توضيح مىدهيم . راجع به ارتباط اجزاى عالم سه گونه مىتوان نظر داد : يكى اينكه هيچ گونه ارتباطى ميان اجزاى جهان نيست ، جهان عبارت است يك سلسله