الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
234
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
نيستند بلكه طرفدار معرفت قلبى و شهودى مىباشند و براى آن ارزش فوقالعاده قائلاند . خواجه عرفان لسان الغيب شيرازى مىگويد : عارف از پرتو مى راز نهانى دانست * گوهر هر كس از اين لعل توانى دانست شرح مجموعهء گل مرغ سحر داند و بس * كه نه هر كو ورقى خواند معانى دانست اى كه از دفتر عقل آيت عشقآموزى * ترسم اين نكته به تحقيق نتانى دانست مقصود وى از « مجموعهء گلِ » ذات مستجمع جميع صفات كماليه است ، يعنى ذات مقدس حق تعالى و مقصودش از « مرغ سحر » عبّاد و سالكان راه خدا « مستغفرين بالاسحار » ند ، مقصود دلهاى لبريز از شوق و سرگرم به راز و نياز و تهذيب و تصفيه و سير و سلوك است . گويا خواجهء شيراز در بيت سوم بوعلى را كه در آخر اشارات به « مقامات العارفين » پرداخته مخاطب قرار داده است . بوعلى در نمط نهم اشارات با سبك بسيار بديعى خواسته است بر مبناى موازين عقلى و فلسفى مراحل و منازل اهل سلوك را شرح كند و به تعبير « لسان الغيب » خواسته است از دفتر عقل آيت عشق بياموزد ، براى همين مورد انتقاد خواجهء شيراز قرار گرفته است . در كلمات ائمه اطهار و مخصوصاً امام الموحّدين و ملهم العارفين ، اميرالمؤمنين على عليه السلام نيز جملههايى ديده مىشود كه در ابتدا به نظر مىرسد طرفدار تعطيل و تعبد در معارف الهى مىباشند و هرگونه مداخلهء عقل را در ساحت معارف الهى ناروا مىشمارند و شاهباز عقول را از رسيدن به قلّهء شناخت ذات حق ناتوان مىشمارند . به قول حافظ :