الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

202

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

به همين جهت اعتقاد به خدا و محاسبات علمى با يك‌ديگر ناسازگار مىافتاده‌اند و طبعاً موفقيت‌هاى علوم مساوى با شكست الهيات مسيحى بوده است . هم‌چنان‌كه در آغاز مقاله ، آن‌جا كه ايرادها و اشكال‌ها را متعرض شديم ، نقل كرديم ، فلاماريون در مقدمهء خدا در طبيعت از اگوست كنت فيلسوف شهير فرانسوى چنين نقل مىكند : « علم ، پدر طبيعت كائنات را از شغل خود منفصل و او را به محل انزوا سوق داد ، در حالتى كه از خدمات موقتى وى اظهار قدردانى كرد او را تا سر حد عظمت و قدرتش هدايت نمود . » دوره‌هاى سه‌گانهء معروف اگوست كنت كه ادوار تفكر را به سه دوره : اساطيرى ، فلسفى و علمى تقسيم كرده است و مورد قبول عامّهء اروپاييان قرار گرفته است و طبعاً مقلّدين شرقى آن‌ها نيز آن را به سمع قبول تلقى كرده‌اند مبنى بر همين طرز تفكر است . اگوست كنت اگر با حكمت و معرفت اسلامى آشنا مىبود مىدانست پيش از آن‌كه طرز تفكر علمى در اروپا به‌وجود آيد در ميان مسلمين آن طرز تفكر وجود داشته‌است ، به‌علاوه طرز تفكر چهارمى در حكمت و معرفت اسلامى موجود است كه دنياى اروپا هنوز هم به آن و اصل نشده است . « پدر طبيعت » كه اگوست كنت به آن اشاره مىكند همان پدر آسمانى الهيات مسيحى است ، و آن گونه طرز تفكر كه او را موقتاًجانشين علل طبيعى بنمايند شايستهء همان پدر آسمانى است نه ذات خداوند كه محيط بر همهء اشيا است و همه چيز به يك نسبت به او تعلق دارد . اين جهت كه اعتقاد به خداوند تأثيرى در محاسبات علوم ندارد منحصر به طرز تفكرى كه از حكمت متعاليه دريافت مىنماييم نمىباشد ، حكمت رسمى و معرفت معمولى فلسفى اسلامى نيز همين گونه ما را تعليم مىدهد . در جهان اسلام فقط بعضى از متكلمان بودند كه چنان طرز تفكرى داشتند . ما در جلد سوم اصول فلسفه انتقاد عالى و لطيف صدرالمتألّهين را بر فخرالدين رازى در همين زمينه از جلد چهارم اسفار نقل كرديم .