الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

188

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

اقدام كنند اما هيچ‌يك از آن‌ها حاضر نيست پيش قدم شود و حتى حاضر نيست هم‌قدم باشد . به سراغ هركدام كه مىرويم مىگويد « تا » فلان شخص حمله نكند من حمله نخواهم كرد . شخص دوم نيز همين را نسبت به شخص سوم مىگويد و شخص سوم نسبت به شخص چهارم و همين‌طور . . . يك نفر پيدا نمىشود كه بلاشرط حمله كند . آيا ممكن است در چنين وضعى حمله صورت گيرد ؟ البته نه . زيرا حمله‌ها مشروط است به حملهء ديگر ، حملهء غير مشروط وجود ندارد و حمله‌هاى مشروط كه سلسله را تشكيل مىدهند بدون شرط وجود پيدا نمىكنند ، نتيجه اين است كه هيچ اقدامى صورت نمىگيرد . اگر سلسله‌اى غيرمتناهى از علل و معلولات فرض كنيم ، چون همه ممكن‌الوجود مىباشند وجود هركدام مشروط به‌وجود ديگرى است كه آن ديگرى نيز به نوبهء خود مشروط به ديگرى است . تمام آن‌ها به زبان حال مىگويند « تا » آن يكى ديگر وجود پيدا نكند ما وجود پيدا نخواهيم كرد ؛ و چون اين زبان حال ، زبان همه است بلااستثناء ، پس همه يك‌جا و روى هم رفته مشروطهايى هستند كه شرطشان وجود ندارد ، پس هيچ‌يك وجود پيدا نخواهد كرد . از طرف ديگر چون مىبينيم موجوداتى در عالم هستى وجود دارد پس ناچار واجب‌بالذات و علت غير معلول و شرط غير مشروطى در نظام هستى هست كه اين‌ها وجود پيدا كرده‌اند . برهان خاص ابن‌سينا و هم‌چنين برهان صدرالمتألهين را ضمن توضيح مطالب ذكر خواهيم كرد . جهان آفرينش آفريدگارى دارد البته اين همان نظريه است كه در فصل گذشته گفتيم كه : « بحث و كنجكاوى در اثبات و نفى وى جزء فطريات انسان بلكه از ذاتيات هر موجود ذى شعورى كه به قانون علت و معلول ايمان داشته و جهان را در حال اجتماع ببيند ، مىباشد . »