الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

187

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

وجود خود را از كجا و به چه وسيله كسب كرده است ، مىبينيم به جايى نمىرسيم ، يعنى اساساً چنين وجوبى هرگز پيدا نخواهد شد و امكان عدم بر همهء آن‌ها هميشه هست ؛ پس مىبينيم هريك از واحدهاى « الف » و « ب » و « ج » و غيرها امكان عدم از راه عدم جميع علل خود دارند و هيچ‌يك از آن‌ها با فرض خلوّ و خالى بودن سلسله از واجب ، ضرورت وجود ندارد ، پس نمىبايست موجود باشند و چون موجود هستند پس واجب‌الوجود موجود است . منتهاى مراتب واجب‌الوجود بالذات است و ساير علل و معلول‌ها واجب‌الوجود بالغير مىباشند . اين برهان چنان‌كه واضح است از طريق « وجوب و ضرورت » كه يكى از احكام وجود بماهو موجود و به اعتبارى از احكام عليت و معلوليت است آورده شده است يعنى آن‌چه در مادهء اين برهان اخذ شده « وجوب و ضرورت » است . تقدم وجودى علت برهان ديگرى مىتوان اقامه كرد كه در آن از يك معنى و مفهوم و حكم ديگر از احكام وجود كه آن نيز مربوط به عليت است استفاده مىشود . آن معنى و مفهوم ، « تقدم » است . اين برهان را فارابى براى امتناع تسلسل علل اقامه كرده است و قهراً براى اثبات واجب نيز مفيد است . خلاصهء برهان اين است كه علت ، تقدم وجودى دارد بر معلول ( نه تقدم زمانى ) . معلول با اين‌كه همزمان با علت است و از اين نظر تقدم و تأخرى در كار نيست . با وجود آن ، در مرحله و مرتبهء بعد از علت قرار گرفته و مشروط به‌وجود علت است بر خلاف علت كه مشروط به‌وجود معلول نيست ؛ يعنى دربارهء معلول صادق است كه : « تا علت وجود پيدا نكند او وجود پيدا نمىكند » اما دربارهء علت صادق نيست كه : « تا معلول وجود پيدا نكند او وجود پيدا نمىكند » . كلمهء « تا » مفيد همان مفهوم شرطيت و مشروطيت است . مثالى ذكر مىكنيم : فرض مىكنيم گروهى مىخواهند در يك امرى ، مثلًا حمله به دشمن ،