الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
172
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
در اين ورطه ، كشتى فرو شد هزار * يكى تختهاى بر نيامد كنار حيات ، حقيقتى است كه در صورت مساعدت تركيبات مادى و جمع شرايط ، بر پيكرهء ماده مىتابد ، زيرا عناصر مادى به اعتراف ماديون و الهيون فاقد حيات و شعور است . چيزى كه در كمون ذات خود حيات و شعور ندارد چگونه مىتواند توليد كننده باشد . بر اين اساس دانشمندان منصف و حقيقتجو ضمن اعلام عجز از چگونگى پيدايش موجودات زنده اعتراف كردهاند كه بايد حيات و شعور از منبع و كانون هستى مطلق و خداى حىّ لايموت افاضه شود . « وَ الْأَرْضِ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » . دوم آنچه بشر تاكنون به آن دست يافته ، آثار و خواص موجودات زنده است و به اصطلاح فيلسوفان غربى و پوزيتيويسم ، « 1 » شعاع قدرت علمى بشر در حد كشف خواص و « فنومن » ها است و هنوز به ذات حيات و « نومنها » دست نيافته است . بنابراين چگونه مىتواند راز حيات را كشف كند . ناگزير بايد دست به توجيههاى نامعقول بزند و بگويد كه پديدهء حيات به صورت « خودبهخودى » يا به شكل تصادفى و يا در سايهء تكامل تدريجى از متن طبيعت برخاسته است . و حال آنكه دانايان حقيقى خاضعانه اعتراف دارند كه طراح حكيم جهان ، به تدريج پديدهء و موجودات زنده را مطابق نظم و حساب آفريده و اين آفريدن همواره ادامه دارد . سوم : يكى از برجستهترين آثار حيات در موجودات زنده ، شعور مرموز و نيروى ابتكار و خلاقيت است ؛ به ويژه انسان كه داراى قدرت انديشه و اراده نيز هست . با توجه به اينكه در نهاد عناصر مادى ، عقل و اراده نيست ، چگونه دست به ابتكارات بديع مىزنند ؛ لانه را در محفوظترين نقطهها قرار مىدهند ، عضو قطع شده را ترميم مىنمايند ، مرغ سقّا ، آب را به
--> ( 1 ) . پوزيتيويسم يك مكتب تجربى افراطى است كه اگوست كُنت فرانسوى كه به پدر جامعهشناسى ملقب است ، آنرا در اوايل قرن نوزدهم ميلادى بنياد نهاد كه اساس آن را اكتفا به دادههاى بىواسطهء حواس تشكيل مىداد و از يك نظر ، نقطه مقابل ايدهآليسم به شمار مىرفت . .