الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

144

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

ريشه‌هاى تمام فجور و امهات تقوا در نفس انسانى تعبيه شده است . فلاح و رستگار آن كسى است كه تهذيب نفس نمايد و بدبخت آن فردى است كه نفس را به حال خود رها سازد . و هم مىفرمايد : « وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ » ؛ « 1 » دربارهء امامان هدايت مىفرمايد ما كارهاى نيك را به آنان وحى كرديم . تا براى مردم الگويى باشند و به امت بياموزند . و دربارهء خصوص پيامبران مىفرمايد : « وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ » ؛ « 2 » و به بشر نرسيده است كه خدا با آن بىپرده و مستقيم سخن گويد مگر اين‌كه از طريق وحى يا از پشت پرده باشد يا توسط فرشته با او سخن بگويد . و بالاخص دربارهء خاتم پيامبران صلى الله عليه و آله مىفرمايد : « فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى » ؛ « 3 » سپس به بنده‌اش آن‌چه كه لازم است وحى فرستاد . اكنون ببينيم به چه دليل و از چه راهى مىتوانيم چنين هدايتى را در موجودات اثبات كنيم ؟ راه اثبات آن ، « ابداع و ابتكار » است . هرجا كه نوعى ابتكار ديده مىشود دليل بر وجود هدايت از نوع دوم است . لازمهء جبرى ساختمان منظم مادى اشياء ، « كار منظم و پيش‌بينى شده » است ولى ابداع و ابتكار نمىتواند محصول سازمان مادى و حركات پيش‌بينى شده باشد . ابداع و ابتكار نشانهء وابستگى به آينده و عدم وابستگى كامل به گذشته است .

--> ( 1 ) . انبياء ، آيهء 73 . . ( 2 ) . شورى ، آيهء 51 . . ( 3 ) . نجم ، آيهء 10 . .