الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

145

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

يك ماشين حساب ممكن است آن‌چنان منظم ساخته شود كه عمليات جمع و تفريق و ضرب و تقسيم را دقيقاً انجام دهد ، يعنى نظم ساختمانى ماشين مىتواند چنين خاصيتى را به‌وجود آورد ، اما هرگز يك ماشين حساب قادر به ابداع و ابتكار يك قاعدهء رياضى نيست . هم‌چنين يك ماشين ترجمه مىتواند دقيقاً سخنان يا نوشتهء يك نفر را ترجمه كند ولى هرگز نظم دقيق آن ماشين قادر به تصحيح اشتباهات گوينده نخواهد بود . اثبات و نفى چنين هدايتى در عالم جمادات اندكى دشوار است ؛ اما در نباتات ، حيوانات و انسان ، آن‌جا كه پاى حيات به معنى مصطلح در ميان است ، دشوار نيست . ما وارد بحث جمادات نمىشويم ، همين‌قدر مىگوييم كه عمومىترين نيروى حاكم بر اجسام و اجرام جهان نيروى جاذبه است ، ولى نيروى جاذبه چيست ؟ آيا نيروى جاذبه خاصيت ذاتى جِرْم است نظير بُعد داشتن و ساير خواص ضرورى هندسى كه غير قابل انفكاك از اجرام و اجسام است ، يا اين‌كه نيرويى است كه به موجودات داده شده و احياناً ممكن است اجرام از اين نظر بميرند يعنى در حالتى فرو روند كه اين خاصيت تنظيم‌كنندهء حركات آن‌ها از ميان برود ؟ اين مطلبى است كه نفياً و اثباتاً نمىتوان به آن پاسخ داد ولى خود نيوتن ( Newton ) كه مكتشف اين قانون است مىگويد : من همين‌قدر مىدانم كه رابطه‌اى ميان اجرام هست كه همديگر را به نسبت خاص [ جرم ] و فاصله به‌سوى يك‌ديگر مىكشند ، عجالتاً نام آن را « نيروى جاذبه » مىگذارم اما حقيقتش چيست ، نمىدانم . اما در مورد جانداران : در كار سلول‌هاى حياتى چند نوع كار ابتكارى ديده مىشود كه ساختمان ماشينى آن‌ها براى توجيه آن نوع كارها كافى نيست ؛ يا بايد معتقد شويم آن سلول‌ها داراى آن‌قدر عقل و علم و شعور و ادراك‌اند كه خود انسان به هيچ‌وجه به پايهء آن‌ها نرسيده و نخواهد رسيد ، يعنى بايد معتقد شويم آن‌ها فكر مىكنند و مىفهمند و متأثر مىشوند فقط جثّه‌شان كوچك است ، و يا بايد معتقد شويم