الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
14
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
جمله قرار داد كه « من از كليهء خدايان متنفرم . » دامنهء اين سخن معبود حقيقى را گرفت ، علمپرستان اروپايى هم به صحنه آمدند و پس از رنسانس بهحدى از اكتشافات گاليله و كپرنيك شادمان گشتند و مست و مغرور علم و دانش شدند كه با كمال جسارت گفتند : امروز علم و تكنولوژى بهجاى خدا نشسته است و خداى جهان از كار خود استعفا داده است آنان نيز اومانيسم و انسانمحورى را بهجاى خدامحورى نشانيدند . پراگماتيزم نيز به صحنه آمد و اصالت را به عمل انسان داد آنهم انسانى كه خود بايد خداى خويش باشد . « 1 » اينجا بود كه بشريت خدا و خود را به كلى فراموش كرد و به فساد و لاابالىگرى روى آورد ، در همين مقطع بود كه تشكيل محاكم « تفتيش عقايد » از سوى كليسا ضربهء هولناك ديگرى بر پيكر دين مسيح بلكه تمام اديان الهى وارد ساخت چنانكه كارهاى وحشيانه گروه القاعده و طالبان در عصر ما به اسلام لطمهء بزرگى وارد نمود و از سرعت و نفوذ اسلام در ميان ساير ملل كاست ، اسلام را مروج آدمكشى و تروريست معرفى كرد و حال آنكه اسلام دين رأفت و رحمت است . اسلام بهذات خود ندارد عيبى * هر عيب كه هست در مسلمانى ماست مطلب ديگر : با وجود اين گونه تهاجمها و شبيخونها برضد دين به اضافهء تطورات و تحولات علمى ، سياسى و انقلابهاى فرهنگى اجتماعى و ظهور تمدنهاى جهانى خوشبختانه به حقيقت دين و خداشناسى آسيب چندانى وارد نساخت ، بلكه امروز در نظر فرهيختگان همچنان متبلور و به قوت خود باقى و ماندگار است حتى در شوروى سابق بيست مسجد در تاجيكستان را بازسازى و تعمير مىكنند در توجيه آن مىگويند صندوق مربوط به تعميرات مساجد از كمكهاى مردمى لبريز است ولى صندوق مدرسهسازى كاملًا تهى و خالى است . « 2 » از آنجايى كه دين در عمق جان و فطرت انسان نهفته است از اينرو در برابر تمام تطورات و قلب و انقلابات حقيقت خود را حفظ كرده و مىكند .
--> ( 1 ) . فويرباخ مىگويد : انسان خدايى است كه خود را خلق كرده . . ( 2 ) . به نقل از : فصلنامه نقد و نظر ، شماره 2 سال اول ، ص 96 . محمدتقى فلسفى ، كودك ، ص 350 . .