الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
15
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
شد مبدل آب اين جو چند بار * عكس ماه و عكس اختر برقرار امروز مباحث خداشناسى همچنان تازه و پرطراوت باقى مانده است توفانهاى اجتماعى و ضد دينى رفتنى هستند و همچون كف روى آب خاموش شدنى مىباشد ، اما فطرت خداپرستى ماندنى است ، چراكه انديشه خداجويى همزاد با وجود انسان است هر آدمى كه قدم در عرصهْ هستى مىگذارد و به مرحله رشد و بلوغ فكرى مىرسد و قواى فكرى او به فعّاليت مىپردازد يكى از چيزهايى كه فكر او را به تكاپو مىاندازد انديشه خداشناختى است از خود مىپرسد : آيا اين جهان آفريدگارى دارد يا روى تصادف بهوجود آمده است و به فرض اينكه عالم مدبّر حكيمى داشته باشد ؟ آيا بشر مىتواند از وجود او آگاه شود ؟ از چه راههايى مىتوان خالق عالم را شناخت ؟ به تعبير ديگر آيا انسان مىتواند وجود خدا را به اثبات برساند ؟ آيا از طريق هستى محدود خود مىتواند به هستى مطلق برسد ، تاريخ گواهى مىدهد يك عدهاى از روزگاران كهن تاكنون بوده و هستند ولو بسيار اندك مىباشند كه به حسب ظاهر وجود خدا را منكرند ولى در باطن يقين دارند . آيا اين گروه اندك از طريق لجاجت راه انكار را پيش گرفتهاند يا قواى ادراكى آنان نمىتواند وجود خدا را درك كند و يا بعضى از دلايل خداپرستان را قانعكننده نمىدانند يا تصوير صحيحى از خداوند در ذهن ندارند . درهرحال امروزه يكى از مباحث جدى و ارزشمندى كه توجه مخالفان و معتقدان را در فلسفه دين به خود معطوف ساخته است مسئله اثبات وجود خدا و پرستش حق است بعضى بر اين باورند كه خدا با دليل عقلى و علمى قابل اثبات نيست و گروهى عكس آن معتقدند مرحوم علامه طباطبائى و شهيد مطهرى در اين كتاب ، گفتار منكران را مطرح كرده و حكيمانه پاسخ دادهاند و از سوى ديگر براهين روشنى براى اثبات خدا آوردهاند ، در خلال مباحث ، شبهات ملحدان را نيز طرح كرده و به تحليل نشستهاند . نگارنده نيز از طرح شبهات جديد و پاسخ به آن دريغ نداشته است . نگارنده سعى دارد براى تكميل اين مباحث مسائل جديدى كه در عصر كنونى طرح شده