الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
131
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
رسم كنيم و در طرف راست آن عدد آنقدر صفر بگذاريم كه به كرهء ماه برسد ، احتمال تصادف در اينگونه موارد از قبيل يك احتمال در مقابل اين عدد غير قابل تصور از احتمالات است ولى به هر حال به همين اندازه احتمال ، متصور هست . ما بعداً دربارهء اين مطلب بحث خواهيم كرد . در اينجا همينقدر مىگوييم اين اندازه احتمال كه قابل به حساب آمدن نيست مانعى ندارد . چرا كه ما اينگونه احتمالات را فقط با يك نيروى عظيم رياضى مىتوانيم وجود آنها را كشف كنيم ، نه اينكه در وجدان خود چنين احتمالاتى را احساس نماييم ، دربارهء هر مؤلف و نويسندهاى مىتوانيم چنين احتمالى بدهيم . مثلًا مىتوانيم احتمال بدهيم ( همين نوع احتمال ) كه سعدى با همهء اين آثار ذوقى و ادبى يك ذره ذوق ادبى نداشته است و تصادفاً اين نثر و نظمها بر زبانش جارى شده است ، يا بوعلى بويى از فلسفه و طب نبرده است و تصادفاً و بدون توجه كه قلم را روى كاغذ مىكشيده يك سلسله مسائل منظم و نقل اقوال صحيح و تحقيقات قابل استفاده از آب درآمده است ، و همچنين صاحب جواهر كه جواهر را مىنوشته است . با اينكه جلو چنين احتمالى را منطقاً نمىتوانيم سد كنيم ولى شك نداريم كه سعدى داراى ذوق شعرى و ادبى ، و بوعلى سينا داراى افكار فلسفى و طبى ، و صاحب جواهر داراى ملكات فقهى بوده است . كسانى كه بشر را به خداشناسى از راه مطالعهء كتاب خلقت سوق دادهاند خواستهاند بشر به همان اندازه به علم و حكمت صانع متعال مطمئن شود كه از روى آثار سعدى و بوعلى و صاحب جواهر به مقامات ادبى و فلسفى و فقهى آنها مطمئن مىشود . كرسى موريسون در كتاب راز آفرينش انسان ترجمهء محمد سعيدى صفحهء 9 مىگويد : « ده عدد سكهء يك شاهى را از شمارهء 1 تا 10 يك علامت بگذاريد و آنها را در جيب خود بريزيد و به هم بزنيد . پس از آن سعى كنيد آنها را به ترتيب شمارش از 1 تا