الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
103
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
همان نحوى بايد باشد كه هست . و ما به توضيح اين مطلب در اواخر اين مقاله خواهيم پرداخت . منشأ اينگونه اشتباهات و گفتارهاى بىپايه آن است كه انسان از معلومات عادى و مأنوسات ذهنى خود از براى هرچه مىشنود جامهاى مىدوزد و آنچه را نديده است به آنچه ديده قياس مىكند . اكنون به پاسخهاى عميق علامه مطهرى مىپردازيم : ماهيت شرور و بدىها مسئله شُرور و بدىها از مسائل مهم فلسفه است . وجود شرور و بدىها از قبيل مرگ و ميرها ، بيمارىها ، مصيبتها ، آفتها ، فقر و ناتوانىها ، دردها و رنجها ، زشتىها و تشويهات خلقت ، نابرابرىها و تبعيضها در خلقت و اجتماع ، جنگها و درندگىها و تنازع بقاى جانداران و بالاخره وجود شيطان و نفس امّاره سبب شده است كه برخى در حكمت بالغه و نظام احسن خدشه كنند و بگويند اگر جهان با حكمت بالغهء الهى اداره مىشد و نظام موجود نظام احسن بود امورى كه لغو و بيهوده و يا مضر و زيانآورند در جهان وجود نمىداشت . شرور و بدىها سبب شده است كه عدهء ديگرى به « ثنويت » گرايش كنند از راه اينكه چون اشياء و موجودات منقسم مىگردند به خيرات و شرور و اين دو قسم با يكديگر تباين ذاتى دارند ، امكان ندارد كه از مبدأ واحد صادر شده باشند ؛ پس هريك از اين دو قسم مبدأ و منشأ جداگانه دارند . البته شرور و بدىها در كسانى فكر ثنويت را بهوجود آورده كه مبدأ هستى را صاحب شعور و اراده مىدانند ، مدعى هستند موجودى كه در ذات خود ارادهء خير دارد ممكن نيست ارادهء شر داشته باشد ، و موجودى كه در ذات خود ارادهء شر دارد ممكن نيست ارادهء خير داشته باشد ، پس جهان داراى دو مبدأ است : يكى خير محض