محمد حسين آخوندى

30

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى )

شده ، يا نظام‌هاى كمونيستى نيز با پشتوانهء يك جهان‌بينى مادّى توجيه مىشدند . حال سؤال مهم اين است كه آيا اين امور ، فلسفه را براى همه سطوح و به صورت تفصيلى لازم و ضرورى مىكند يا نشان‌گر اين است كه بشر به علمى با عنوان فلسفه ، آن هم به صورت تفصيلى نيازمند است ؟ و گروه خاصى بايد هميشه به اين سلسله امور بپردازند و حاصل مطالعات خود را در اختيار ديگران قرار دهند ؟ روشن است كه امر دوّم ، لازم و ضرورى است ، و امر اوّل ، مفيد و سودمند است ، ولى با توجه به بندهاى 11 ، 12 و 13 ، آموزش فلسفه براى همهء كسانىكه مىخواهند از دين حق و جهان‌بينى توحيدى و اسلامى دفاع كنند و آن را تبيين و معتدل سازند ، ضرورت دارد . 5 - روش فلسفه با توجّه به مباحث قبل تقريبا روشن شد كه روش فلسفه ، عقلى است و اصولا حيطه‌اى كه فلسفه بدان وارد مىشود به وسيلهء تجربه قابل اثبات نيست . علوم انسانى به دو دسته كلى تقسيم مىشوند : 1 - حضورى ؛ 2 - حصولى ؛ علوم حضورى شامل علومى همچون علم به درد ، شادى ، غم و حتى علم به « من » مىباشد . در اين نوع علم ، صورت ذهنى بين عالم و معلوم فاصله نمىاندازد . علوم حصولى علومى هستند ، كه با صورت و مفهوم سروكار دارند و ارتباط انسان به واقع يا واقعيات به وسيله ادراكات و صورت‌هاى ذهنى است . اين علوم بر دو قسم‌اند : 1 - تصوّرات ؛ 2 - تصديقات . تصورات ، همچون تصور كوه ، آب ، آسمان ، خدا ، فرشتگان و امثال آن و تصديقات ، همچون « آب سيال است » ، « خدا موجود است » ، « مجموعه زواياى مثلث 180 درجه است » و . . . .