محمد حسين آخوندى
17
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى )
7 - واحد و كثير ( معناى وحدت و كثرت ، اقسام وحدت و كثرت ، رابطهء وحدت و وجود ، رابطهء وحدت و كثرت ، تقابل وحدت و كثرت و . . . ) ؛ 8 - عوالم و مراتب هستى ( واجب الوجود بالذات ، عالم عقل ، عالم مثال ، عالم طبيعت و . . . ) . اين احكام كلى دو دستهاند : الف ) شامل همه موجودات مىشوند ؛ موجودات واجب و ممكن ، حادث و قديم ، علت و معلول ، ثابت و متغير ، مجرد و مادى ، مثل اصيل و واحد و بالفعل بودن . ب ) شامل « بيشتر » موجودات مىشوند ، ولى دايره اين احكام از احكام علوم جزئى مثل حساب ، هندسه ، فيزيك ، شيمى ، زيستشناسى و . . . فراتر است . [ 1 ] ارسطو اين
--> [ 1 ] - شهيد مطهرى در باب معناى اصطلاحى فلسفه چنين مىگويد : « مسلمين اين لغت را از يونان گرفتند ، صيغهء عربى از آن ساختند و صبغهء شرقى بدان دادند ، و آن را به معناى مطلق دانش عقلى به كار بردند . فلسفه در اصطلاح شايع مسلمين نام يك فن خاص و دانش خاص نيست ، بلكه همهء دانشهاى عقلى « * » را در مقابل دانشهاى نقلى از قبيل لغت ، نحو ، صرف ، معانى ، بيان ، بديع ، عروض ، تفسير ، حديث ، فقه ، اصول ، تحت عنوان كلى فلسفه نام مىبرند و چون اين لغت مفهوم عامى داشت ، قهرا فيلسوف به كسى اطلاق مىشد كه جامع همهء علوم عقلى آن زمان اعم از الهيات ، رياضيات ، طبيعيّات ، سياسيات و اخلاقيات و منزليّات بوده باشد و به اين اعتبار بود كه مىگفتند : « هركس فيلسوف باشد جهانى مىشود ، علمى مشابه جهان عينى » . ( ( هامش : ( * ) . و تجربى ( نگارنده ) ) ) مسلمين آنگاه كه مىخواستند تقسيم ارسطويى را در باب علوم بيان كنند كلمهء « فلسفه » يا كلمهء « حكمت » را به كار مىبردند و مىگفتند فلسفه ( يعنى علم عقلى ) بر دو قسم است : نظرى و عملى . فلسفهء نظرى آن است كه دربارهء اشيا آنچنانكه هستند بحث مىكند و فلسفهء عملى آن است كه در باب افعال انسان ، آنچنانكه بايد و شايسته باشد بحث مىكند . فلسفهء نظرى سه قسم است : الهيات يا فلسفه عليا ، رياضيات يا فلسفه وسطى و طبيعيات يا فلسفه سفلى . فلسفه عليا يا الهيات به نوبه خود مشتمل بر دو فن است : امور عامه ( احكام كلى وجود ) و الهيات بالمعنى الاخص . رياضيات چهار بخش است و هركدام علم عليحده است ( علمى جدا از علم ديگر است ) : حساب ، هندسه ، معيشت ، موسيقى . طبيعيات نيز به نوبه خود بخشها و اقسام زيادى دارد . فلسفه عملى نيز به نوبه خود به علم اخلاق ، علم تدبير منزل و علم سياست مدن تقسيم مىشود . بنابراين ، فيلسوف كامل يعنى جامع همه علوم نامبرده » . شهيد مطهرى در ادامه مطالب مىفرمايد : « از نظر اين فلاسفه ، در ميان بخشهاى متعدد فلسفه ، يك بخش نسبت به ساير بخشها امتياز خاصى دارد و گويى يك سرو گردن از همهء آنها بلندتر است و آن همان است كه به نامهاى ، فلسفه اولى ، فلسفه عليا ، علم اعلى ، علم كلى الهيات ، ما بعد الطبيعه ( متافيزيك ) خوانده مىشود . امتياز اين علم نسبت به ساير علوم ، يكى در اين است كه به عقيده قدما از هرعلم ديگرى برهانىتر و يقينىتر است ، ديگر اينكه بر همهء علوم ديگر رياست و حكومت دارد و درواقع ، ملكه علوم است ، زيرا علوم ديگر به او نياز كلى به آنها