رحمت الله شريفي نجف آبادى

8

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )

سبب شد آن مكتوب به‌صورتى درآيد كه ضمن رفع مشكلات اعتقادى طالبان حكمت ، قابل فهم و هضم باشد . نويسنده سعى وافر داشته است از نظريات مشائى و اشراقى و عرفانى و بعضى از فلاسفه مغرب زمين و علماى تجربى ، بهره ببرد . بر همين مبنا عنوان اثر راقم ، حكمت برين ( ترجمه و شرح تطبيقى بداية الحكمه ) نام‌گذارى شده است . فلسفه و حكمت ، حقيقت خود را تنها در مكتب اسلامى - شيعى - علوى يافته است ، چرا كه پايه‌هاى پرمايه قرآن ، بصيرت و تفكر و تعقل است تا جايىكه اهل دوزخ سبب دخولشان را به جهنم ، عدم استماع حق و تعقل مىدانند : وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ . « 1 » در روايتى از امير المؤمنين آمده است : وقتى جبرئيل آدم عليه السّلام را به انتخاب بين سه موهبت : عقل ، حيا و دين ، مخير ساخت ، آن حضرت عقل را برگزيد ، لذا آن ملك به حيا و دين گفت : او را رها كنيد . آن‌ها گفتند : ما مأموريم همراه جداناشدنى عقل باشيم . هرگاه مقصود از فلسفه و حكمت ، همان تفكر در صفحه عالم هستى و صحنه جهان وجود و آگاهى از قوانين حاكم بر گيتى واقعيت باشد ، آن مورد تشويق و دعوت كتاب آسمانى و احاديث نبوى و روايات اهل بيت نبوت عليهم السّلام است . كار فيلسوف ، شناخت مراتب هستى و آغاز و انجام آن و شناخت انسان و . . . است . او مايل است انسان و عالم را همان‌گونه كه هستند بشناسد . آيا چنين مباحثى ممكن است از موارد نهى وحى حضرت حق باشد ؟ آن‌ها كه معتقدند شرع با حكمت ناهمگون است ، نه شرع را فهميده‌اند و نه حكمت را . چرا كه قرآن مىفرمايد : قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ ، « 2 » يَتَفَكَّرُونَ

--> ( 1 ) . ملك ، آيه 10 . ( 2 ) . انعام ، آيه 50 .