رحمت الله شريفي نجف آبادى

72

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )

شود بهتر است و اين‌كه انسان نوع است در ذهن و به‌عنوان معقول ثانوى منطقى است و حيوان جنس است و ذاتى يا جنس است يا فصل « 1 » ) كه صدق حكم در اين قضايا ، به‌واسطهء مطابقت داشتن حكم با ذهن است ، زيرا موطن ثبوت اين قضايا تنها ذهن است و هردو قسم ( خارجى و ذهنى ) از اين قضايا به سبب مطابقت‌شان با نفس الامر صادق‌اند ، پس ثبوت نفس الامرى به‌طور مطلق اعم از هريك از ثبوت ذهنى و خارجى است . ( هرثبوت ذهنى ، نفس الامرى است ، اما بعضى از نفس الامرىها ثبوت ذهنى هستند و هرخارجى ، نفس الامرى است ، ولى بعضى نفس الامرىها ، خارجىاند ) . چرا منظور از « نفس الامر » ، عقل مجرد نيست ؟ و قيل : إنّ نفس الأمر عقل . . . ثبوت لمضامينها خارج عنها تطابقه . و گفته شده است : بدون شك نفس الامر ، عقل مجردى است كه در آن ، همهء صور معقولات عمومى و تصديق‌هاى صادق قضاياى ذهنى و خارجى وجود دارد كه قضاياى ذهنى و خارجى ، در صورتى صادق‌اند كه با آن‌ها مطابقت كنند . ( عقل مجرد مذكور كلى است و عقل انسان جزئى ) . در اين نظريه اشكال وجود دارد و آن اين‌كه ، ما به آنچه نزد عقل از صور علمى وجود دارد نقل كلام مىكنيم ( و مىگوييم : ) آن‌ها هم تصديقاتى مىباشند كه در صدق‌شان به ثبوت مضامين‌شان ، كه خارج از آن‌هاست ، نياز دارند تا آن تصديقات ( در عقل مجرد ) ، مطابق با آن صدق ثبوت باشند . ( و هكذا . . . كه اين تسلسل و باطل است ) . نفس الامر به‌معناى « فى نفسه » نيست علامه در جاى ديگر مىفرمايد : و گفته شده است : مراد از نفس الامر ، نفس الشىء

--> ( 1 ) . همان ، ص 53 .