رحمت الله شريفي نجف آبادى
73
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )
است كه آن امر از باب وضع ظاهر به جاى ضمير بوده است ؛ يعنى در اصل فى نفسه بوده است و بعد بهجاى « فى نفسه » فى نفس الامر كه بهمعناى فى نفس الشىء است ، استعمال شده است ، لذا معناى اينكه ؛ مثلا عدم در نفس الامر ، باطل الذات است ، اين است كه عدم فى نفسه چنين است و صرفا به فرض فارض نيست . به عبارت ديگر ، نفس الامر در مقابل فرض فارض است ؛ مثلا هرگاه بگوييم : عمرو در نفس الامر مدرس است ، مقصود اين است كه او فرضى ، تدريس نمىكند ، بلكه به اعتبار واقعيت و ذات خود چنين است ، ولى اگر بگوييم : « سه ، عدد زوج است » اين حكم نفس الامريت ندارد و صرف يك فرض ذهنى است . علامه ، آن نظريه را باطل دانسته است ، زيرا چيزى نظير عدم كه نه در خارج مطابق دارد و نه در ذهن ، داراى نفسيّتى نيست تا آنچيز و احكامش با آن نفسيت مطابقت كند . « 1 » رابطهء نفس الامر با امور عدمى علامه در اين خصوص در نهاية الحكمه مىفرمايد : بعضى از قضايا كه نه در خارج موجودند و نه در ذهن ، مطابقى دارند كه با آن مطابقت داشته باشند ، مثل عدم علت ، علت عدم معلول است ، درحالىكه عدم باطل الذات است ، زيرا عدم و احكام و آثارش نه در خارج تحقق دارد و نه در ذهن و براى ايننوع قضايا ، مطابقت با نفس الامر اعتبار مىشود ، زيرا عقل وقتى تصديق كرد كه وجود علت ، علت وجود معلول است ، اضطرارا تصديق مىكند كه وقتى علت نباشد ، معلول هم تحقق ندارد . به عبارت ديگر ، « عدم علت ، علت عدم معلول است » ، درحالىكه مصداق محققى براى عدم ، نه در خارج است و نه در ذهن ، چرا كه هرچيزىكه در عين يا در ذهن باشد ، داراى بهرهاى از وجود است .
--> ( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 1 ، فصل 1 ، قسمت 7 ، ص 15 - 16 .