رحمت الله شريفي نجف آبادى

67

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )

اين‌كه « هرممكنى زوج تركيبى است » ، صرفا اعتبار عقلى است و ما قيل : « إنّ كلّ ممكن زوج . . . أنّه تركيب من جزئين أصيلين . و آنچه گفته شده است : « إنّ كل ممكن زوج تركيبىّ من ماهية و وجود ؛ بدون شك هر ممكنى ، زوج تركيبى از ماهيت و وجود است » ، از باب اعتبار و ملاحظهء عقلى به ملازمه ميان وجود امكانى و ماهيت است ، نه اين‌كه وجود مركب از دو جزء اصلى ( و خارجى ) باشد . ( عقل موجودات را محدود و متفاوت مىيابد ، لذا براى هريك از آن‌ها ، وجود و ماهيتى اعتبار مىكند . به عبارت ديگر ، هرممكن الوجودى هم وجود دارد و هم از حد خودش تجاوز نمىكند ؛ بنابراين ، عقل ، آن را مركب از وجود و ماهيت يا متحصل و لا متحصل مىداند ، نه اين‌كه واقعا اجزايى از وجود و غير وجود داشته باشد ، فى المثل تركيب آب كه مركب از اكسيژن و هيدروژن است ، واقعى و نفسى است و تركيب وجود انسان كه از ماهيت و وجود است ، عقلانى و اضافى است و الا خود وجود مثل انسان يك حقيقت بيش نيست و حد آن ، با مقايسه با خارج است ) . وجود ، هيچ نوع جزئى ندارد و منها : أنّه لا جزء له ؛ . . . الفردىّ ، و الوجود متحصّل بنفس ذاته . 5 . و از جمله آن‌ها اين‌كه براى وجود هيچ جزئى نيست ، براى اين‌كه جزء يا جزء عقلى است ، مانند جنس و فصل و يا جزء خارجى است ، مانند ماده و صورت و يا جزء مقدارى است ، مانند اجزاى خط و سطح و جسم تعليمى ( اشكال رياضى ) و براى وجود ، هيچ‌كدام از اين اجزاء وجود ندارد . اما جزء عقلى ( ندارد ) ، زيرا اگر براى وجود جنس و فصلى باشد ، جنس آن يا وجود است ( يا غير وجود كه وجود غيرى ندارد ) پس فصل مقسمش ، مقوّم است . ( و اين محال است ، زيرا فصل ، مقسم جنس و ذاتى و مقوم نوع است ) براى اين‌كه فصل