رحمت الله شريفي نجف آبادى

40

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )

مىكند ، همين عامل نقص و شر و تصادم و تزاحم مىشود ) ، ولى اين دليل وجود و اصالت ماهيت نيست « 1 » ، بلكه دليل نمود و اعتباريت آن است . بعضى به اصالت ماهيت و اعتباريت وجود معتقدند ، مانند شيخ اشراق و اگر هم عده‌اى مثل عبد الرزاق لاهيجى صاحب شوارق الالهام قائل به اصالت ماهيت شده ، از باب جدل و ردّ شبهه معتزله است ، زيرا آن‌ها معتقدند : ماهيات ثابته و غيرموجود و معدوماتى كه امكان وجود دارند ، نيازى به علت ندارند و در ثبوت ، از جعل مستغنىاند . لاهيجى در جلد اول شوارق گفته است : اين‌كه ما قائل به اصالت ماهيت شده‌ايم و مىگوييم : نفس ذات ماهيت ، مجعول است ، براى آن است كه شبههء معتزله كه قائل به ثبوت ماهيات منفكه عن كافة الوجوداتند ، وارد نيايد و گمان نشود كه ماهيات در ثبوت ، استغنا از جعل دارند كه مساوق با استغنا از علت است . پس وقتى اين توهم رفع شود ، مضايقه در قول به اصالت وجود و اعتباريت ماهيت نيست ؛ چنان‌كه آن مذهب استاد حكيم الهى ما ملاصدرا است . « 2 » اصالت وجود در اگزيستانسياليزم ، به‌معناى تقدم زمانى وجود بر ماهيت است . در اگزيستانسياليزم نيز ، بر اصالت وجود تأكيد شده است كه منظور اين است كه انسان تنها موجودى است كه خدا يا طبيعت فقط وجود او را سبب شده است و تنها انسان ، معمار ساختار اخلاقى و ماهوى خويش است ، بر خلاف جانوران و به طريق اولى گياهان كه هم وجودشان از علة العلل يا طبيعت است و هم ماهيت‌شان ، لذا مثل اسب هميشه اسب است و لا غير ، ولى انسان گاهى ميمون‌صفت ، گاهى خوك‌صفت و گاهى هم او به ماهيت اصلى و اصيل خودش مىرسد ، لذا مسئلهء الينه شدن و از خودبيگانگى در اين مكتب معنا مىدهد كه اين تز ( نظريه ) تا حدودى به فرهنگ اسلام هم نزديك است .

--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . ملا محمد جعفر لاهيجى ، همان ، ص 32 ، پاورقى .