رحمت الله شريفي نجف آبادى
17
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )
به اشيا و ايجاد آنها در غايت استحكام و حكمت انسان ، معرفت به موجودات و انجام دادن خوبىهاست . « 1 » علامه طباطبائى ، حكمت را اينچنين تعريف مىكند : حكمت ، قضايايى است كه مطابق با واقع ، از جهت اشتمالشان به نحوى بر سعادت انسان است ، مثل معارف حقهء الهى درمورد مبدأ و معاد و معارفى كه حقايق عالم طبيعى را از جهت خوشبختى بشرى شرح مىدهد ، مثل حقايق فطرى كه پايهء تشريفات دينى است . « 2 » قدما در تعريف حكمت و فلسفه مىگفتند : فلسفه عبارت است از آگاهى به احوال موجودات عينى و خارجى به همان نحو كه درواقع و نفس الامر هستند ، تا اندازهاى كه در استطاعت بشر است : « هو العلم باحوال اعيان الموجودات على ما هى عليه فى نفس الامر به قدر الطاقة البشريه » . « 3 » و كلمهء فلسفه ، مصدر جعلى از « فيلوسوفيا » است . فيلوسوفيا ، از دو كلمهء فيلو به معناى دوستدارى و سوفيا ، بهمعناى دانايى است ، لذا فيلسوف بهمعناى دوستار علم است . سوفيست هم بهمعناى داناست و سقراط ، افلاطون و ارسطو ، خود را به دو دليل فيلسوف مىنامند : 1 . مىخواستند با سوفسطائىها مخلوط نشوند ، چون اينها از علمشان در جهت باطل استفاده مىكردند ، لذا در ميان مردم بىاعتبار بودند ؛ 2 . منظورشان از استعمال آن كلمه تواضع بود ؛ به همين دليل ، خود را دوستار دانش تلقى مىكردند ، نه دانشمند . عرض ذاتى چيست ؟ عرض ذاتى در مقابل عرض غريب مىباشد كه در برهان منطق
--> ( 1 ) . راغب اصفهانى ، المفردات فى غريب القرآن ، ذيل كلمهء حكم . ( 2 ) . محمد حسين طباطبائى ، الميزان فى تفسير القرآن ، ج 2 ، ص 418 . ( 3 ) . همو ، اصول فلسفه و روش رئاليزم ، ج 1 ، ص 116 .